: خبر عاجل

در حالی که در بسیاری از نقاط جهان از کتاب به عنوان چراغ آینده تجلیل می‌شود، در افغانستان هزاران دختر از ابتدایی‌ترین حق خود، یعنی حق آموزش و دسترسی به کتاب، محروم‌اند
نظامی‌سازی تأسیسات ملکی؛ پیامدهای حقوقی برای طالبان

روز جهانی کتاب و خاموشی دختران افغان؛ وقتی کتاب به تهدید سیاسی بدل می‌شود

در حالی که در بسیاری از نقاط جهان از کتاب به عنوان چراغ آینده تجلیل می‌شود، در افغانستان هزاران دختر از ابتدایی‌ترین حق خود، یعنی حق آموزش و دسترسی به کتاب، محروم‌اند
روز جهانی کتاب و خاموشی دختران افغان؛ وقتی کتاب به تهدید سیاسی بدل می‌شود

محرومیت دختران از آموزش در افغانستان صرفاً یک محدودیت اجتماعی نیست، بلکه بازتاب یک سیاست هدفمند برای محدود کردن آگاهی، حذف زنان از عرصه عمومی و حفظ ساختار بسته قدرت است

April 29, 2026

بیست‌وسوم اپریل، روز جهانی کتاب و حق مؤلف، روزی است که جهان ارزش کتاب، دانایی و آزادی اندیشه را گرامی می‌دارد. در این روز، کشورها از نقش کتاب در رشد فکری، توسعه اجتماعی و پیشرفت انسانی سخن می‌گویند. کتاب در جهان امروز تنها وسیله آموزش نیست، بلکه نماد روشنایی، آگاهی و رهایی از جهل و انزوا است.

اما در حالی که در بسیاری از نقاط جهان از کتاب به عنوان چراغ آینده تجلیل می‌شود، در افغانستان هزاران دختر از ابتدایی‌ترین حق خود، یعنی حق آموزش و دسترسی به کتاب، محروم‌اند. برای دختران افغان، کتاب دیگر فقط نماد دانایی نیست؛ بلکه به نماد رؤیاهای خاموش‌شده بدل شده است.

محرومیت دختران از آموزش در افغانستان صرفاً یک محدودیت اجتماعی نیست، بلکه بازتاب یک سیاست هدفمند برای محدود کردن آگاهی، حذف زنان از عرصه عمومی و حفظ ساختار بسته قدرت است. در چنین شرایطی، روز جهانی کتاب برای دختران افغان نه روز جشن، بلکه یادآور دردی عمیق است.

کتاب؛ رؤیایی که از دختران گرفته شد

برای درک عمق این محرومیت، کافی است به داستان یکی از هزاران دختر افغان گوش دهیم؛ دختری که امروز کتاب‌هایش تنها همدم خاموش او هستند.

مروه؛ با کتاب‌هایم قصه می‌کنم

هر روز بعد از ادای نماز صبح، بوی خوش آزادی را حس می‌کردم. به روشنایی آفتاب نگاه می‌کردم و نسیم صبحگاهی برایم پیام امید می‌آورد. با خود می‌گفتم: هر روز یک قدم به سوی کامیابی نزدیک‌تر می‌شوم؛ سال آینده وارد دانشگاه خواهم شد

با شوق و هیجان، وسایل مکتبم را برمی‌داشتم و به سوی مکتب می‌رفتم. در مسیر راه، دختران هم‌صنفی‌ام را می‌دیدم که هر کدام برای زودتر رسیدن به مکتب از دیگری پیشی می‌گرفت. مکتب برای ما فقط یک ساختمان نبود؛ خانه دوم ما بود. استادان، خانواده دوم ما بودند و کتاب‌ها چراغ راه زندگی ما.

اما روزی همه‌چیز تغییر کرد

آن روز از مکتب زودتر رخصت شدیم. در کوچه‌ها آشوب و ترس حاکم بود. دختران با عجله به خانه‌های‌شان برمی‌گشتند و هیچ‌کس نمی‌دانست چه اتفاقی در راه است.

روزها در نگرانی سپری شد. هر صبح با امید از خواب بیدار می‌شدم و منتظر بودم مادرم بگوید: برخیز، وقت مکتب است اما آن صبح هرگز نرسید

چند روز بعد، برادرم خبر داد که حکومت طالبان آموزش دختران را ممنوع کرده است؛ دیگر هیچ دختری اجازه ندارد به مکتب برود

در همان لحظه، قلبم شکست

همه رؤیاهایی که یازده سال برایش زحمت کشیده بودم، رؤیای دانشگاه، آینده و کامیابی، ناگهان فرو ریخت. دیگر زنگ مکتب نواخته نشد. دیگر صبح‌ها رنگ امید نداشتند. زندگی‌ای که روزی پر از آرزو بود، در سکوت و حسرت فرو رفت

کتاب‌هایم هنوز کنارم هستند. هر روز با آن‌ها صحبت می‌کنم. درد دوری از مکتب و حسرت درس خواندن را برای‌شان می‌گویم. آن‌ها شاهد خاموش آرزوهای من‌اند.

محرومیت آموزشی به عنوان ابزار کنترل سیاسی

داستان مروه تنها روایت یک دختر نیست؛ داستان نسل بزرگی از دختران افغان است که قربانی سیاستی شده‌اند که آگاهی را تهدید می‌بیند.

در نظام‌های بسته، آموزش فقط آموزش نیست؛ قدرت است. دختری که آموزش می‌بیند، آگاه می‌شود؛ و زنی که آگاه شود، می‌تواند نقش اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ایفا کند. به همین دلیل، محدود کردن آموزش دختران را باید اقدامی سیاسی دانست، نه صرفاً فرهنگی.

حاکمیت طالبان با بستن دروازه‌های مکاتب به روی دختران، در واقع نیمی از جامعه را از حضور فعال در آینده کشور حذف کرده است. این سیاست به معنای مهار آگاهی و حفظ ساختار قدرتی است که از مشارکت زنان واهمه دارد.

محروم کردن دختران از کتاب و آموزش تنها حذف چند میلیون دانش‌آموز از صنف درسی نیست؛ این اقدام به معنای محروم کردن افغانستان از بخش عظیمی از سرمایه انسانی آن است. جامعه‌ای که دخترانش را از آموزش بازدارد، در حقیقت آینده توسعه، ثبات و مشروعیت خود را تضعیف می‌کند.

به همین دلیل، بحران آموزش دختران در افغانستان فقط یک مسئله آموزشی نیست؛ این بحران، یک مسئله عمیقاً سیاسی است که بر آینده اجتماعی و جایگاه بین‌المللی کشور تأثیر مستقیم دارد.

خاموشی کتاب، خاموشی آینده

روز جهانی کتاب برای بسیاری از ملت‌ها روز تجلیل از دانایی است، اما برای دختران افغان یادآور محرومیتی دردناک است. وقتی دختری مانند مروه به جای نشستن در صنف درسی، با کتاب‌های بسته‌اش درد دل می‌کند، این تنها خاموش شدن رؤیای یک فرد نیست؛ این خاموش شدن آینده یک ملت است

طالبان با بستن دروازه‌های مکاتب به روی دختران، فقط حق آموزش را سلب نکرده‌اند؛ بلکه راه رشد، توسعه و مشارکت نیمی از جامعه را مسدود کرده‌اند. این محرومیت نشان می‌دهد که آگاهی در ساختار سیاسی کنونی نه یک فرصت، بلکه یک تهدید تلقی می‌شود.

در کشوری که دختران از کتاب دور نگه داشته شوند، آینده نیز از روشنایی دور خواهد ماند. جامعه‌ای که زنانش خاموش شوند، توان حرکت به سوی توسعه و ثبات را از دست می‌دهد. داستان مروه، داستان هزاران دختری است که هنوز چشم به دروازه بسته مکتب دوخته‌اند. و تا زمانی که این دروازه‌ها بسته بمانند، افغانستان نه تنها دخترانش، بلکه آینده‌اش را نیز در بند نگه خواهد داشت.

یک نظر بدهید

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *