افغانستان در سالهای اخیر وارد مرحلهای از تحولات سیاسی و اجتماعی شده است که در آن، زندگی روزمره مردم بیش از هر زمان دیگر زیر سایه محدودیتها، نظارتها و فشارهای حکومتی قرار گرفته است. در میان این وضعیت، جوانان بهعنوان قشر فعال، پرانرژی و آیندهساز جامعه، بیشترین فشار را تحمل میکنند. طی روزهای گذشته، ویدیوهایی در رسانهها و شبکههای اجتماعی منتشر شد که نشان میداد نیروهای طالبان یک جوان را بهگونه خشونتآمیز لتوکوب میکنند؛ آنهم بدون وضاحت روشن درباره جرم یا دلیل این برخورد. این تنها یک رویداد جداگانه نیست، بلکه بخشی از یک روند گستردهتر است که در آن آزادیهای فردی و کرامت انسانی جوانان بهصورت دوامدار نقض میشود.
در جامعهای که جوانان باید محور توسعه و امید به آینده باشند، برخوردهای سختگیرانه و گاه تحقیرآمیز با آنان، پیامدهای خطرناکی برای ثبات اجتماعی و آینده کشور دارد.
سوی استفاده از نام اسلام و امر به معروف و نهی از منکر
طالبان با استفاده از ساختار «امر به معروف و نهی از منکر» عملاً یک سیستم نظارتی گسترده بر زندگی شخصی مردم ایجاد کردهاند؛ سیستمی که فراتر از چارچوبهای اخلاقی، به ابزار کنترول اجتماعی و فشار سیاسی تبدیل شده است. جوانان، زنان و شهروندان عادی در معرض بازرسیهای روزمره، محدودیتهای ظاهری و دخالت در امور خصوصی قرار دارند.
پرسش اصلی این است: آیا امر به معروف باید وسیله اصلاح جامعه باشد یا ابزاری برای تحمیل سبک زندگی و ایجاد ترس در میان مردم؟
خشونت علیه جوانان به بهانههای نامعلوم
انتشار ویدیوهای لتوکوب جوانان توسط نیروهای طالبان، بار دیگر این واقعیت را برجسته کرد که برخوردهای فیزیکی به بخشی از سیاست کنترول اجتماعی تبدیل شده است. در بسیاری موارد، دلیل این برخوردها روشن نیست. گاهی یک مدل موی متفاوت، گاهی نوع لباس، و گاهی حضور در مکان خاص میتواند بهانهای برای بازداشت یا خشونت باشد.
این نوع رفتار، اصل عدالت و قانونمندی را زیر سوال میبرد. در هر نظام سیاسی، مجازات باید بر مبنای قانون روشن و روند قانونی باشد، نه بر اساس برداشت شخصی افراد مسلح در خیابان.
دخالت در حریم خصوصی و تفتیش موبایلها
یکی از مواردی که جوانان بارها از آن شکایت کردهاند، تفتیش موبایلهای شخصی توسط نیروهای طالبان است. موبایل در جهان امروز بخشی از حریم خصوصی انسان محسوب میشود؛ جایی که اطلاعات شخصی، روابط اجتماعی، تصاویر خانوادگی و ارتباطات فردی در آن ثبت است.
تفتیش بدون رضایت و بدون حکم قانونی، نهتنها نقض حریم خصوصی است، بلکه احساس ناامنی روانی را نیز در میان جوانان افزایش میدهد. وقتی یک جوان نداند که هر لحظه ممکن است تلفن شخصیاش بررسی شود، دیگر احساس آزادی و امنیت در جامعه نخواهد داشت.
کنترول ظاهر؛ از مدل مو تا لباس
در ماههای اخیر گزارشهای متعددی از برخورد با جوانان به دلیل نوع پوشش یا مدل موی آنان منتشر شده است. این نوع مداخله در ظاهر افراد، نشاندهنده نوعی تلاش برای یکسانسازی فرهنگی و اجتماعی است.
جوانی، مرحلهای از زندگی است که فرد هویت خود را شکل میدهد و ظاهر بخشی از این هویت است. وقتی حکومت به این بخش از زندگی شخصی نیز مداخله میکند، در واقع حق انتخاب و هویت فردی را محدود میسازد
فشار بر زنان به بهانه لباس
در کنار جوانان، زنان نیز از این سیاستها متأثر شدهاند. ویدیوها و گزارشهایی در رسانهها منتشر شده که نشان میدهد برخی زنان در خیابان به دلیل نوع پوشش مورد توهین، فشار یا حتی خشونت فیزیکی قرار گرفتهاند.
بحث پوشش زنان در افغانستان همواره موضوعی حساس بوده، اما آنچه امروز دیده میشود، فراتر از توصیههای اخلاقی است. برخورد خشن با زنان در فضای عمومی، نهتنها آزادی آنان را محدود میکند، بلکه کرامت انسانی را نیز زیر سوال میبرد
پیامدهای روانی و اجتماعی بر نسل جوان
مهمترین قربانی این وضعیت، روحیه و آینده جوانان است. جوانی که هر روز با ترس از بازداشت، لتوکوب یا تحقیر زندگی میکند، بهتدریج اعتماد خود را به جامعه از دست میدهد.
این فشارها میتواند پیامدهایی چون افسردگی، انزوا، مهاجرت اجباری و حتی گرایش به رفتارهای اعتراضی یا افراطی را افزایش دهد. جامعهای که جوانانش ناامید شوند، آیندهای متزلزل خواهد داشت.
منطق طالبان در برابر انتقاد ها
برخی حامیان طالبان استدلال میکنند که این اقدامات برای حفظ ارزشهای اجتماعی و جلوگیری از فساد اخلاقی ضروری است. آنان باور دارند که جامعه باید بر مبنای اصول دینی اداره شود و نظارت بر رفتار عمومی بخشی از این مسئولیت است.
برخی حامیان طالبان استدلال میکنند که این اقدامات برای حفظ ارزشهای اجتماعی و جلوگیری از فساد اخلاقی ضروری است. آنان باور دارند که جامعه باید بر مبنای اصول دینی اداره شود و نظارت بر رفتار عمومی بخشی از این مسئولیت است.
بحران بیپاسخی؛ جوانان چه کنند؟
یکی از دردناکترین بخشهای این وضعیت، سردرگمی جوانان است. بسیاری از آنان نمیدانند در برابر این فشارها چه کنند. اعتراض علنی خطرناک است، سکوت نیز به معنای ادامه وضعیت موجود است.
شماری از جوانان راه مهاجرت را انتخاب میکنند، برخی منزوی میشوند و برخی تلاش میکنند خود را با شرایط وفق دهند. اما این سازگاری اجباری، به معنای پذیرش یک زندگی بدون آزادی و بدون اختیار است..
جامعهای که جوانانش راهی برای بیان اعتراض نداشته باشند، در درازمدت با بحرانهای عمیقتر مواجه خواهد شد.
آیندهای در گرو آزادی و کرامت انسانی
امر به معروف و نهی از منکر در اصل، مفهومی اخلاقی برای اصلاح جامعه است؛ اما زمانی که به ابزار فشار، خشونت و کنترول سیاسی تبدیل شود، ماهیت خود را از دست میدهد. آنچه امروز در افغانستان دیده میشود، بیش از آنکه اصلاح اجتماعی باشد، نوعی نظارت سختگیرانه بر زندگی خصوصی و آزادیهای فردی است.
لتوکوب جوانان، تفتیش موبایلها، دخالت در نوع پوشش و فشار بر زنان، همگی نشانههایی از محدودیت گستردهای است که بر جامعه تحمیل شده است. این وضعیت نهتنها حقوق اساسی شهروندان را تهدید میکند، بلکه آینده اجتماعی و سیاسی کشور را نیز با خطر مواجه میسازد.
اصلاح بهجای اجبار
افغانستان برای عبور از بحران، نیازمند جامعهای است که در آن کرامت انسانی، آزادی فردی و حقوق شهروندی محترم شمرده شود. حفظ ارزشهای اجتماعی نباید به قیمت شکستن شخصیت انسانها تمام شود.
اگر هدف اصلاح جامعه است، راه آن آموزش، گفتوگو و آگاهی است؛ نه خشونت و تحمیل. جوانان افغانستان نیاز به امنیت روانی، فرصت رشد و حق انتخاب دارند. هر نظامی که این حقوق را نادیده بگیرد، در واقع آینده کشور را تضعیف میکند.
تاریخ نشان داده است که فشار دوامدار بر نسل جوان، نه سکوت پایدار میآورد و نه ثبات واقعی؛ بلکه تنها فاصله میان حکومت و مردم را بیشتر میکند.