پس از ۷ اکتوبر ۲۰۲۳ و بحرانهایی که در خاورمیانه بهوجود آمد، نقش پاکستان بهگونهٔ بیسابقهای افزایش یافته است. یکی از دلایل این امر، عقبنشینی میانجیهای سنتی مانند عمان، موضعگیری ترکیه و محدود بودن تأثیرگذاری سازمان ملل متحد است
نقش مرکزی اردوی پاکستان در میانجیگری جنگ ایران، بر این تصور استوار است که این نهاد در مقایسه با دیپلماتهای سنتی، توانایی بیشتری در تطبیق و اجرای توافقات دارد
نقش اخیر پاکستان در برقراری آتشبس میان ایران و امریکا در خلیج، نشاندهندهٔ یک بازآرایی منطقهای است. کشوری که برای مدت طولانی تنها به جنوب آسیا محدود دانسته میشد، اکنون در حال تعریف یک حوزهٔ ژئوپولیتیک گستردهتر است که جنوب آسیا را به خاورمیانه پیوند میدهد. بهعبارت دیگر، پاکستان دیگر کشوری در حاشیهٔ خاورمیانه نیست، بلکه خود را بهعنوان یک بازیگر مرکزی مطرح کرده است
این یک تناقض تاریخی است که وقتی دیپلماسی سنتی دچار بنبست میشود، مسئولیت برقراری صلح به دوش کسانی میافتد که برای جنگ آموزش دیدهاند. امروز همین وضعیت در اسلامآباد دیده میشود. اردوی پاکستان بهعنوان یک میانجی غیرمنتظره در برخی از خطرناکترین منازعات قرن ۲۱ ظاهر شده است
چند هفته پس از آغاز جنگ منطقهای در پی حملات امریکا و اسرائیل بر ایران در اواخر فبروری، رئیس ارتش پاکستان، فیلد مارشال عاصم منیر، در برقراری یک آتشبس حساس کمک کرد و در ۱۲ و ۱۳ اپریل میزبان مذاکرات در اسلامآباد بود. او با استفاده از روابط شخصی خود با دونالد ترامپ، معاون رئیسجمهور امریکا و مقامات ارشد ایرانی را بر سر یک میز نشاند. این نخستین بار از زمان انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ بود که چنین دیدار سطح بالایی میان مقامات دو کشور برگزار شد
اگرچه این مذاکرات به یک توافق نهایی منجر نشد، اما انتظار دستیابی به یک پیشرفت بزرگ شاید واقعبینانه نبود. با این حال، خود این گفتگوها یک گام مثبت اولیه بهشمار میرود
در طول تاریخ، رهبران نظامی بارها نقشهایی ایفا کردهاند که معمولاً به دیپلماتها اختصاص دارد. چارلز دوگل در پایان جنگ الجزایر نقش داشت و جورج مارشال در بازسازی اروپا پس از جنگ سهم کلیدی ایفا کرد. تاریخ پاکستان نیز پر از نمونههایی است که در آن رهبران نظامی به سیاست خارجی توجه ویژه داشتهاند
به گفتهٔ اعزاز چوہدری، وزیر خارجهٔ پیشین پاکستان، دیپلماسی امروز تنها محدود به سفرا نیست، بلکه «دیپلماسی نظامی» نیز به بخش مهمی از سیاست خارجی تبدیل شده است. کشورها اکنون از تواناییهای غیرجنگی نیروهای مسلح خود برای پیشبرد منافع ملی استفاده میکنند
در عمل، این تواناییهای «غیرکینتیک» اردوی پاکستان شامل ویژگیهایی است که اغلب در نهادهای ملکی وجود ندارد. رهبری نظامی دسترسی مستقیم به همتایان خارجی و شبکههای استخباراتی دارد و میتواند دربارهٔ مسائل حساس با سرعت و محرمانه گفتگو کند. همچنین توانایی تضمین اجرای توافقات مانند آتشبس را نیز دارد
روابط استراتژیک دفاعی پاکستان نیز اعتبار آن را تقویت کرده است. بهعنوان مثال، این کشور با چین شراکت نظامی نزدیکی دارد. تحلیلگران چینی معتقدند که پیشنهادات پاکستان در مورد جنگ ایران بهدلیل جایگاه آن بهعنوان یک قدرت منطقهای تأثیرگذار، جدی گرفته شده است
به گفتهٔ میجر جنرال (متقاعد) طارق رشید خان، نیروهای مسلح بر اساس یک سیستم منظم و مبتنی بر شایستگی عمل میکنند، جایی که افسران بهطور مداوم آموزش میبینند—چیزی که همیشه در بوروکراسی ملکی دیده نمیشود
دیدارهای اخیر فیلد مارشال عاصم منیر نیز بازتابدهندهٔ این مهارت عملی است. او با رهبران مصر، اردن، لیبیا و کشورهای خلیج مانند امارات متحده عربی و قطر دیدار کرده است. مهمترین پیشرفت در سپتامبر ۲۰۲۵ رخ داد، زمانی که یک توافق دفاعی با ولیعهد عربستان، محمد بن سلمان، امضا شد که نقش پاکستان را بیشتر تقویت کرد
اگرچه در دور اول مذاکرات اسلامآباد توافق نهایی حاصل نشد، اما منابع میگویند تماسهای پشتپرده ادامه یافته است. با این حال، اظهارات مختلف باعث ابهام در این روند شده است
وزیر خارجهٔ ایران، عباس عراقچی، از رفتار امریکا ابراز ناامیدی کرده، در حالیکه جے دی ونس عدم دستیابی به توافق را برای ایران خبر بد دانسته است. دونالد ترامپ در ابتدا مذاکرات را مثبت خواند، اما بعداً اعلام محاصرهٔ دریایی علیه ایران را مطرح کرد
دور دوم مذاکرات قرار بود در ۲۲ اپریل برگزار شود، اما بهدلیل تنشها به تعویق افتاد. ایران میگوید این تأخیر ناشی از تناقض در رفتار امریکا است، نه عدم قطعیت. با این وجود، تماسها ادامه دارد و انتظار میرود دور بعدی مذاکرات برگزار شود
پس از ۷ اکتوبر ۲۰۲۳، در جریان بحرانهای خاورمیانه، نقش پاکستان بهطور چشمگیری افزایش یافته است. اگرچه عقبنشینی میانجیهای سنتی و شرایط منطقهای نیز در این امر دخیل بوده، اما در اصل این روابط و تواناییهای رهبری نظامی پاکستان است که نقش کلیدی در آوردن امریکا و ایران به میز مذاکره ایفا کرده است
یادداشت: این مقاله نخست در نشریه «نشنل انترست» منتشر شده و توسط ابراهیم المراشعی و تانیا نوشته شده است. حقوق نشر متعلق به نویسندگان و این نهاد میباشد۔