ایران یک ابتکار صلح جدید شامل سه مرحله ارائه کرده است که در آن چندین پیشنهاد مهم مطرح شده است. در مرحلهٔ سوم این طرح، ایران پیشنهاد میکند که گفتوگوی راهبردی با کشورهای عربی آغاز شود و یک چارچوب جامع امنیت منطقهای برای سراسر خاورمیانه ایجاد گردد.
این پیشنهاد همچنین شامل یک تفاهم عدم تجاوز متقابل است که بر اساس آن ایالات متحده و اسرائیل به ایران یا متحدانش حمله نکنند و در مقابل، ایران نیز از انجام حملات علیه آمریکا و اسرائیل خودداری کند. به زبان ساده، این رویکرد بر پایهٔ این اصل است که «تو به من کاری نداشته باش، من هم به تو کاری ندارم». با این حال، از دید نویسنده، ایران میتوانست این شرط را تقویت کند و پیشنهاد دهد که هر حمله به یک کشور در منطقه، حمله به همه کشورها تلقی شود و با واکنش دفاع جمعی پاسخ داده شود. با توجه به سابقهٔ جنگهای خونین در منطقه، تحلیلگران معتقدند که به جای یک توافق محدود سهجانبه، یک پیمان امنیتی چندجانبه بهطور فوری مورد نیاز است.
شایان ذکر است که در دوران پس از حملات ۱۱ سپتامبر و در سال ۲۰۰۴، ایالات متحده مفهوم ژئوپلیتیکی «خاورمیانه بزرگ» را مطرح کرد که پاکستان را نیز شامل میشد. از آن زمان تاکنون، پاکستان، ایران، افغانستان و شماری از کشورهای عربی در اشکال مختلف در وضعیت درگیریهای مداوم قرار داشتهاند.
در بخش دوم و سوم این طرح، ایران همچنین پیشنهاد کرده است که اسرائیل در مذاکرات آینده شامل شود. پیشنهاد گفتوگوی راهبردی با کشورهای عربی و ایجاد یک سازوکار امنیتی مشترک، به عنوان نخستین اذعان صریح ایران به اهمیت مشارکت کشورهای عربی در امور منطقهای تلقی میشود.
تحلیلگران معتقدند انعطاف غیرمنتظره ایران در این طرح صلح جدید، بازتاب فشارهای فزاینده ناشی از محاصرههای دریایی، درگیریهای جاری و خسارات شدید اقتصادی است که توان ادامهٔ تقابل طولانیمدت را برای تهران دشوار کرده است. تأکید مکرر ایران بر دریافت غرامت جنگی، تلاشی برای تثبیت وضعیت اقتصادی رو به وخامت و حفظ نفوذ منطقهای تلقی میشود. گنجاندن اسرائیل در روند گفتوگو نیز نشانهای مهم از انعطاف دیپلماتیک دانسته میشود که ممکن است در آینده به یک توافق گستردهتر بر اساس امتیازات متقابل و حتی در نهایت به رسمیتشناسی منجر شود، بسته به تحولات آینده.
ناظران میگویند رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، بهطور کامل از آسیبپذیریهای ایران آگاه است و تلاش میکند از آنچه «استراتژی دریایی» نامیده میشود برای کسب بیشترین امتیاز پیش از هر توافق نهایی استفاده کند. بر اساس این تحلیل، درگیری اکنون از جنگ موشکی و پهپادی به یک «جنگ روانی و ارادهها» تبدیل شده است؛ جایی که کنترل بر تصمیمگیری و توانِ تابآوری اهمیت حیاتی پیدا کرده است.
تحولات اخیر پیرامون تنگهٔ هرمز نیز بهصورت استراتژیک در حال تغییر است. گفته میشود اقدام قبلی ایران برای محدود کردن رفتوآمد دریایی با ابتکاری به نام «پروژه آزادی» پاسخ داده شده که هدف آن بازگشایی مسیر کشتیرانی است. به گفتهٔ ترامپ، چندین کشور که از اختلال در تنگه آسیب دیدهاند، اکنون از این ابتکار حمایت میکنند.
گزارشها همچنین حاکی است که بازیگران اصلی، از جمله چین و پاکستان، اخیراً بر ضرورت باز ماندن تنگهٔ هرمز برای رفتوآمد دریایی از هر دو طرف تأکید کردهاند. تحلیلهای پیشین نیز اهمیت این تنگه را بهعنوان یک شریان حیاتی جهانی برجسته کرده بود و تحولات کنونی نیز به نظر با همان ارزیابی همراستا است.
گزارشهای رسانههای عربی همچنین نشان میدهد که ایران موضع خود را بهطور قابل توجهی نرم کرده است؛ از جمله تعویق شروط مربوط به برنامه هستهای و آمادگی برای مذاکرات فوری در این زمینه. همچنین گفته میشود ایران از برخی مطالبات قبلی خود دربارهٔ خروج نیروهای آمریکایی از منطقه نیز عقبنشینی کرده است.
با وجود این امتیازات، تحلیلگران معتقدند ایران تحت فشار فزایندهای ناشی از محاصرههای دریایی و تقویت نظامی در اطراف مرزهای دریایی خود قرار دارد. وضعیت موجود در بلندمدت غیرقابلدوام توصیف میشود.
به گفتهٔ مفسران، ایران تاکنون انعطاف قابل توجهی نشان داده است، اما تشدید بیشتر تنشها میتواند منطقه را به سمت یک سناریوی خطرناک سوق دهد. آنان هشدار میدهند که ادامهٔ بنبست ممکن است تنگهٔ هرمز را به یک نقطهٔ انفجاری بزرگ تبدیل کند که پیامدهای شدیدی برای ثبات جهانی خواهد داشت.
کارشناسان در نهایت تأکید میکنند که اکنون نیاز فوری به یک توافق جامع و دائمی آتشبس وجود دارد و از همه طرفها میخواهند از تقابل فاصله گرفته و به سمت صلح بلندمدت حرکت کنند.