جنگ یک نمایش تلویزیونی نیست. با تشویق و صحنههای هیجانانگیز پایان نمییابد. جنگ با قبضهای سنگین، کمبودها و انتخابهای دشوار همراه است. بسته شدن احتمالی تنگه هرمز یکی از همین واقعیتهای تلخ است. بسیاری یک پرسش ساده دارند: اگر این مسیر برای مدت طولانی بسته بماند، چه کسی بیشتر آسیب میبیند؛ اروپا یا آسیا؟
پاسخ صادقانه اما ناراحتکننده است. اروپا شوک را احساس خواهد کرد، اما آسیا ضربه سنگینتری میخورد. و کشورهایی مانند پاکستان سریعتر از همه اثر آن را احساس خواهند کرد.
چرا آسیا ضربه بزرگتری میخورد
برای درک این موضوع، ابتدا باید ببینیم نفت به کجا میرود. حدود یکپنجم نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکند. بیشتر این نفت به اروپا نمیرود؛ بلکه راهی آسیا میشود.
چین بهتنهایی حدود ۸۰ درصد صادرات نفت ایران را خریداری میکند. چین همچنین یکی از بزرگترین خریداران نفت عربستان سعودی است. افزون بر آن، حدود ۸۶ درصد نفت خلیج که از این مسیر منتقل میشود، در کشورهای آسیایی مصرف میگردد. اگر این تنگه بسته بماند، آسیا دسترسی خود را به بخش بزرگی از منابع انرژی از دست خواهد داد.
اروپا نیز با مشکل روبهرو خواهد شد، اما گزینههای پشتیبان بیشتری دارد. آسیا انتخابهای کمتری دارد و تقاضای آن بالاتر است. چین ذخایر نفتی برای چند ماه دارد، اما پاکستان چنین ذخیرهای ندارد. همینجا است که خطر بهصورت واقعی آشکار میشود.
مسیرهای جایگزین بیشتر به اروپا کمک میکنند
اکنون درباره مسیرهای جایگزین صحبت کنیم. بله، این مسیرها وجود دارند. خط لولههایی از طریق عراق، سوریه، ترکیه و اردن در حال بررسی هستند. نفت همچنین میتواند به سوی کانال سوئز منتقل شود و سپس وارد دریای مدیترانه گردد.
اما نکته اصلی اینجاست: تقریباً همه این مسیرها برای تأمین نیاز اروپا طراحی شدهاند، نه آسیا. ظرفیت آنها محدود است و نمیتوانند جایگزین کامل تنگه هرمز شوند. با این حال، میتوانند اروپا را در سطح حداقلی فعال نگه دارند.
آسیا چنین امکانی ندارد. اگر هم تنگه هرمز و هم بابالمندب بسته شوند، کشورهای آسیایی در انتظار میمانند. قیمتها بالا میرود، عرضه کاهش مییابد و اقتصادهای ضعیفتر نخستین قربانیان خواهند بود.
به همین دلیل تلاشهای صلح اهمیت دارد. شکایت از قیمت سوخت و در عین حال تمسخر دیپلماسی، منطقی نیست. جنگ مسابقه کریکت نیست. اگر صلح شکست بخورد، سوخت فقط گران نخواهد شد؛ ممکن است اصلاً نایاب شود.
آنگاه اعتراضها آغاز خواهد شد، جادهها خالی میشوند و صفهای طولانی شکل میگیرد. و هیچ شعاری نمیتواند یک باک خالی را پُر کند.