ادعاهای اخیر مبنی بر اینکه پاکستان از طریق بازیگران مستقر در افغانستان در حال گشودن یک جبهه غیرمستقیم جدید علیه ارتش آزادیبخش بلوچستان است، بحثهایی را میان تحلیلگران برانگیخته؛ اما شواهد موجود نشان میدهد که واقعیت بسیار پیچیدهتر و کمتر هماهنگشده از این ادعاها است.
این ادعاها که به بلال سروری نسبت داده شده، بیان میکند که پاکستان در حال گسترش دامنه مبارزه با تروریزم خود فراتر از مرزهایش و از طریق ساختارهای نیابتی است. با این حال، ناظران امنیتی میگویند که عملیات پاکستان علیه ارتش آزادیبخش بلوچستان همواره آشکار، دوامدار و در داخل قلمرو خود این کشور انجام شده است.
رویکرد تثبیتشده مبارزه با تروریزم
تحلیلگران تأکید میکنند که رویکرد کنونی پاکستان در مبارزه با تروریزم، نهادی و آشکار است و بر ایجاد گروههای نیابتی جدید متکی نیست. به گفته آنان، اشاره به اعضای پیشین پولیس محلی افغانستان بیشتر بازتابدهنده وضعیت پراکنده امنیتی افغانستان پس از سال ۲۰۲۱ است، نه نشانهای از استخدام یا هدایت سازمانیافته.
رویداد اخیر در نوشکی، از جمله گزارشها درباره کشته شدن یک فرمانده پیشین پولیس محلی افغانستان، از دید بسیاری بخشی از رقابتهای داخلی میان گروههای مسلح دانسته میشود، نه مدرکی برای اثبات یک راهبرد گسترده و دولتی.
پیچیدگیهای منطقهای
کارشناسان همچنین هشدار میدهند که نباید تحولات در ولایتهایی مانند کنر، هلمند و نیمروز را بهعنوان نشانهای از گسترش نفوذ پاکستان تعبیر کرد. این مناطق از مدتها پیش محل فعالیت شبکههای مختلف و مستقل شبهنظامی بودهاند و همین امر وضعیت امنیتی را ذاتاً پیچیده ساخته است.
ادعاها درباره گروهی به نام «شباب الخراسان» نیز تأیید نشده و هیچ منبع معتبر میدانی یا استخباراتی آن را تأیید نکرده است؛ موضوعی که درباره درستی روایت کلی این ادعاها پرسشهای جدی ایجاد میکند.
تأکید بر موضع دفاعی
پاکستان همواره تهدیدات ناشی از گروههایی مانند تحریک طالبان پاکستان را که از خاک افغانستان فعالیت میکنند، مطرح کرده و اقدامات خود را دفاعی دانسته است، نه توسعهطلبانه.
تحلیلگران امنیتی میگویند همپوشانی فعالیتهای ارتش آزادیبخش بلوچستان، تحریک طالبان پاکستان و دیگر گروههای مسلح، بازتابدهنده یک محیط درگیری چندلایه و پراکنده است، نه یک جبهه واحد و طراحیشده.
آنان هشدار میدهند که توصیف این وضعیت بهعنوان «جبههای جدید» باعث سادهسازی بیش از حد پیچیدگیهای منطقهای میشود و بدون شواهد کافی، همه تحولات را به یک طرح متمرکز دولتی نسبت میدهد.
در نهایت، کارشناسان نتیجه میگیرند که چنین ادعاهایی ماهیت واقعی عملیات جاری مبارزه با تروریزم را نادرست بازنمایی میکند؛ عملیاتی که بخشی از یک وضعیت امنیتی پیچیده و از قبل موجود در منطقه است.