: خبر عاجل

پاکستان و امارات متحده عربی بر روابط برادرانه قوی، همکاری عمیق اقتصادی و تعهد مشترک به ثبات منطقه‌ای تأکید کردند
دو کشتی از تنگه هرمز عبور کرده و به بندر کراچی رسیده‌اند؛ مقامات پاکستانی از تأمین مسیر برای ۱۸ کشتی دیگر خبر می‌دهند.
پایان عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تنها راه بازگشت امنیت به تنگه هرمز و جلوگیری از آسیب به اقتصاد جهانی معرفی شده است.
جنگنده‌های آمریکایی دقایقی پیش دانشگاه بهشتی تهران را هدف قرار دادند؛ پیش از این چند مرکز علمی دیگر نیز هدف قرار گرفته بودند.
وزیر خارجه پاکستان و همتای سعودی او درباره تحولات منطقه و ابتکار پنج‌گانه صلح پاکستان–چین گفت‌وگو کردند.
کویت اعلام کرد یک حمله ایرانی به تأسیسات آب‌شیرین‌کن این کشور آسیب زده است؛ ۹۰٪ آب آشامیدنی کویت از این تأسیسات تأمین می‌شود.

داستان امیرا وقاص و قاضی محسن اختر کیانی

حکم دادگاه در پرونده امیرا وقاص بحث‌هایی را درباره حقوق مالی زنان، اموال زناشویی و حدود قانونی برانگیخته است.
داستان امیرا وقاص و قاضی محسن اختر کیانی

حمایت از حقوق زنان بی‌تردید یک ضرورت زمان است و در پرونده‌هایی مانند امیرا وقاص، باید حقوق مشروع زنان به آنان اعطا شود. با این حال، راه‌حل در وضع قوانین کلی و یکسان برای همه نیست، بلکه در قانون‌گذاری مبتنی بر شواهد فردی، در چارچوب واقعیت‌های اجتماعی و حدود اسلامی نهفته است.

April 1, 2026

حمایت از حقوق زنان بی‌تردید یک ضرورت زمان است و در پرونده‌هایی مانند امیرا وقاص، باید حقوق مشروع زنان به آنان اعطا شود. با این حال، راه‌حل در وضع قوانین کلی و یکسان برای همه نیست، بلکه در قانون‌گذاری مبتنی بر شواهد فردی، در چارچوب واقعیت‌های اجتماعی و حدود اسلامی نهفته است.

این داستان در سال ۲۰۱۵ آغاز شد، زمانی که امیرا وقاص و وقاص رشید با یکدیگر ازدواج کردند. در سنت‌های اجتماعی ما، ازدواج صرفاً پیوند دو فرد نیست، بلکه اتحاد دو خانواده محسوب می‌شود. هرچند جزئیات شرایط این ازدواج به‌طور کامل مشخص نیست، اما روشن است که تصمیم‌های زندگی همیشه بر اساس خواسته‌های شخصی شکل نمی‌گیرند. پس از تنها شش سال، در سال ۲۰۲۱، اختلافات خانوادگی به جایی رسید که رابطه آن‌ها به طلاق انجامید.

پس از جدایی، امیرا وقاص به دادگاه مراجعه کرد. او درخواست نفقه، خلع (طلاق قضایی) و بازگرداندن جهیزیه خود به ارزش ۱.۶ میلیون روپیه را مطرح کرد. دادگاه خانواده حکمی محتاطانه صادر کرد و شوهر را موظف به پرداخت نفقه و تنها ۳۰ درصد از ارزش جایگزین جهیزیه نمود. امیرا که از این حکم راضی نبود، درخواست تجدیدنظر داد. اما دادگاه استیناف نه‌تنها افزایش این مبلغ را رد کرد، بلکه گفته می‌شود همان ۳۰ درصد قبلی را نیز لغو کرد و اعلام داشت که زن نتوانسته مشارکت مالی خود در دارایی‌های پس از ازدواج را اثبات کند.

در نهایت، این پرونده به دادگاه عالی اسلام‌آباد رسید. این دادگاه تصمیم محاکم پایین‌تر را لغو کرده و پرونده را برای صدور حکم جدید ظرف دو ماه به دادگاه خانواده بازگرداند. دادگاه اصل مهمی را تثبیت کرد مبنی بر اینکه جهیزیه و اموال شخصی، به‌طور کامل متعلق به زن است و در صورت طلاق، شوهر مکلف به بازگرداندن کامل آن‌ها یا پرداخت معادل ارزش‌شان می‌باشد. همچنین دادگاه مشاهده مهمی مطرح کرد که دارایی‌های به‌دست‌آمده پس از ازدواج—even اگر به نام شوهر ثبت شده باشند—می‌توانند به‌عنوان «اموال مشترک» در نظر گرفته شوند، زیرا زن در نقش خانه‌دار، زمینه را برای کسب درآمد و ایجاد دارایی توسط شوهر فراهم می‌کند.

در جامعه انسانی، ازدواج صرفاً پیوند دو فرد نیست، بلکه بنیانی است که خانواده‌های کامل بر آن شکل می‌گیرند. اما زمانی که در این پیوند مقدس شکاف ایجاد می‌شود، نه‌تنها آشفتگی عاطفی، بلکه چالش‌های حقوقی و اقتصادی نیز به‌همراه دارد. تصمیم دادگاه عالی اسلام‌آباد در پرونده «امیرا وقاص علیه وقاص رشید» چنین بحثی را برانگیخته است. حکم قاضی محسن اختر کیانی ابعاد تازه‌ای برای حمایت از حقوق مالی زنان ایجاد کرده، اما در عین حال پرسش‌های جدی درباره نظام خانواده، اصول اسلامی و حدود اختیارات قضایی مطرح ساخته است.

دیدگاه دادگاه مبنی بر اینکه زن با مدیریت خانه به پیشرفت اقتصادی مرد کمک می‌کند، از نظر اخلاقی قابل توجه است، اما آیا می‌توان آن را به‌عنوان یک قانون عمومی اعمال کرد؟ جامعه ما متنوع است. بسیاری از ازدواج‌ها تحت فشار یا شرایطی شکل می‌گیرند که از همان ابتدا تفاهم متقابل میان زوجین وجود ندارد. در موارد زیادی، زوج‌ها زندگی جداگانه‌ای دارند و هیچ شراکت واقعی اقتصادی یا عاطفی میان آن‌ها دیده نمی‌شود.

اگر قانون فرض کند که هر زن محق است و هر مرد ظالم، یا اینکه همه زنان به‌طور مساوی در رشد اقتصادی سهم داشته‌اند، این امر با اصل اساسی عدالت فردی در تضاد خواهد بود. آیا چنین قانونی درباره زنانی که از نظر مالی مستقل هستند یا حتی بیش از همسران خود درآمد دارند نیز صدق می‌کند؟ اگر نه، این امر باعث عدم توازن حقوقی خواهد شد.

دادگاه اشاره کرده است که در فقه اسلامی درباره «اموال زناشویی» تصریح روشنی وجود ندارد و این موضوع زمینه تفسیر و اجتهاد را فراهم می‌کند. این مسئله یک پرسش مهم علمی را مطرح می‌کند: آیا اختیار چنین تفسیری در دست یک قاضی فردی است یا باید در چارچوب نهادهای رسمی و تثبیت‌شده دولتی صورت گیرد؟

قانون اساسی پاکستان نهادهایی مانند شورای ایدئولوژی اسلامی و دادگاه شریعت فدرال را دقیقاً برای تفسیر اصول اسلامی و ارائه راهنمایی در موارد ابهام پیش‌بینی کرده است. اگر اسلام از پیش مالکیت جداگانه میان زن و شوهر را به رسمیت شناخته و از طریق مهر، نفقه و ارث، امنیت مالی زنان را تأمین کرده است، در این صورت معرفی شکل جدیدی از «مالکیت مشترک» به یک موضوع حساس دینی تبدیل می‌شود. در حالت ایده‌آل، دادگاه باید این موضوع را به این نهادها ارجاع می‌داد، نه اینکه خود به‌عنوان مفسر مستقل عمل کند.

جنبه مهم دیگر جامعه ما مسئله ارث است. اسلام برای زنان سهمی از دارایی پدری تعیین کرده است، اما در عمل بسیاری از زنان تحت فشار خانواده از این حق صرف‌نظر می‌کنند. در حالی که آن‌ها از میراث خود چشم‌پوشی می‌کنند، ممکن است بعداً در دارایی‌های ایجادشده توسط شوهران‌شان ادعای سهم کنند. هرچند زن پس از فوت شوهر مستحق ارث است، این موضوع پرسش‌هایی درباره ثبات و هماهنگی ایجاد می‌کند. اگر قرار است اصل جدیدی در تقسیم اموال معرفی شود، چرا درباره نقض حقوق تثبیت‌شده ارث سکوت وجود دارد؟ چنین ناهماهنگی‌هایی نظام عدالت را تضعیف می‌کند.

دادگاه پیشنهاد قانون‌گذاری توسط دولت را مطرح کرده است که گامی مثبت محسوب می‌شود، زیرا چنین موضوعات حساسی باید در پارلمان مورد بحث قرار گیرند، نه اینکه صرفاً از طریق دیدگاه‌های قضایی تصمیم‌گیری شوند. در پاکستان، مردم بر اساس مذاهب، مکاتب فکری و سنت‌های محلی زندگی می‌کنند. اعمال قوانینی که بر بنیان خانواده تأثیر می‌گذارد، بدون مشورت گسترده، می‌تواند باعث اختلالات اجتماعی شود.

در نتیجه چنین احکامی، ازدواج—که یک قرارداد مقدس اجتماعی است—ممکن است به یک «پروژه مالی» تقلیل یابد. در پرونده‌های طلاق، تمرکز ممکن است به‌جای آشتی، به منافع مالی معطوف شود و اعتماد جای خود را به محاسبه بدهد. همچنین مقایسه با نظام‌های غربی کاملاً مناسب نیست، زیرا آن جوامع دارای سازوکارهای ساختاری مانند قراردادهای پیش از ازدواج و چارچوب‌های اجتماعی-اقتصادی متفاوت هستند. هرچند دادگاه پیشنهاد درج چنین شروطی در عقدنامه را داده است، اما باید توجه داشت که پیچیدگی‌های اجتماعی ما تفاوت قابل‌توجهی دارد. تصمیم‌هایی که تحت تأثیر تجربیات شخصی یا برداشت‌های ناقص از الگوهای غربی اتخاذ شوند، می‌توانند چالش‌های تازه‌ای ایجاد کنند.

حمایت از حقوق زنان بدون تردید یک ضرورت است و در پرونده‌هایی مانند امیرا وقاص، باید حقوق قانونی زنان به‌طور کامل به آنان داده شود. با این حال، راه‌حل در وضع قوانین یکسان و کلی برای همه نیست، بلکه در قانون‌گذاری مبتنی بر شواهد فردی، واقعیت‌های اجتماعی و اصول اسلامی نهفته است. دادگاه‌ها باید قانون را تفسیر کنند، اما از بر عهده گرفتن نقش قانون‌گذار یا مفسر دینی—که در صلاحیت پارلمان و نهادهای مربوطه است—خودداری نمایند. آنچه مورد نیاز است، یک نظام متعادل است که در عین حمایت از زنان، موجب بی‌عدالتی در حق مردان نشود و نهاد خانواده را حفظ کند، نه اینکه آن را تضعیف نماید.
یادداشت: این سازمان لزوماً با دیدگاه‌های مطرح‌شده توسط نویسنده موافق نیست.

یک نظر بدهید

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *