در سپتامبر ۲۰۲۶، حوثیهای یمن مناطق مختلف عربستان سعودی را با موشکها و پهپادها هدف قرار دادند؛ رویدادی که بار دیگر تنشها میان دو طرف را افزایش داد.
وضعیت زمانی حساستر شد که مقامهای سعودی در چندین منطقه، از جمله مکه مکرمه، هشدارهای امنیتی صادر کردند. عربستان سعودی اعلام کرد که یک پهپاد حوثی را که به سمت مکه در حرکت بود، رهگیری کرده است؛ در حالی که حوثیها هدف قرار دادن مکه را رد کردهاند.
این تنش تازه فقط یک درگیری دیگر میان عربستان سعودی و یمن نیست. حوثیها در روزهای اخیر کنترل خود را بر مناطق مهم ساحلی یمن در دریای سرخ و مناطق نزدیک به بابالمندب نیز افزایش دادهاند. بابالمندب یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان است که دریای سرخ، خلیج عدن و اقیانوس هند را به یکدیگر وصل میکند. افزایش نفوذ حوثیها در این منطقه، نهتنها نگرانی عربستان سعودی، بلکه نگرانیهای تازهای درباره تجارت جهانی و انتقال انرژی ایجاد کرده است.
اما یک پرسش اساسی مطرح میشود:
حوثیها چه کسانی هستند و چگونه یک جنبش مذهبی و سیاسی در شمال یمن به اندازهای قدرتمند شد که امروز توانایی به چالش کشیدن مستقیم عربستان سعودی و تأثیرگذاری بر یکی از مهمترین مسیرهای دریایی جهان را دارد؟
بیایید حوثیها را بشناسیم
برای شناخت حوثیها، تنها بررسی حملات اخیر کافی نیست. پشت قدرت کنونی این گروه، تاریخ چندصدساله مذهبی و سیاسی یمن قرار دارد.
حوثیها یک جنبش سیاسی، مذهبی و مسلح در یمن هستند که خود را «انصارالله» مینامند. نام حوثی از حسین بدرالدین الحوثی، رهبر بنیانگذار این جنبش، و خانواده او گرفته شده است. این جنبش عمدتاً از مناطق زیدینشین شمال یمن ظهور کرد؛ اما با گذشت زمان، از یک جنبش صرفاً مذهبی به یک نیروی قدرتمند سیاسی و نظامی تبدیل شد.
برای شناخت حوثیها، نخست باید پیشینه تاریخی و مذهبی زیدیه را شناخت.
زیدیه چه کسانی هستند؟
نام زیدیه از زید بن علی گرفته شده است که از نوادگان حضرت علی بود. حضرت علی، پسرعموی پیامبر اسلام و داماد ایشان، در مذهب زیدیه جایگاه مهمی دارد.
در سال ۷۴۰ میلادی، زید بن علی علیه حکومت امویان که از دمشق اداره میشد، قیام کرد. او در جریان این قیام کشته شد و در سنت زیدی از او به عنوان یک رهبر صالح و عادل یاد میشود که در برابر ظلم ایستاد.
در اندیشه زیدی، شخصیت زید بن علی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا او در برابر حاکمی که از دید او ظالم و فاسد بود، مقاومت کرد.
همین تصور تاریخی تأثیر عمیقی بر اندیشه سیاسی زیدی گذاشت. مبارزه با ظلم، بیعدالتی و فساد به یکی از عناصر مهم این سنت تبدیل شد. حوثیها نیز در گفتمان سیاسی خود، مبارزه با فساد را در جایگاه مهمی قرار دادهاند.
عقاید زیدیه با شیعیان دوازدهامامی نیز تفاوتهایی دارد. برای نمونه، در نظام مذهبی زیدی، رهبری مذهبی مشابه جایگاه آیتالله در نظام دوازدهامامی ایران وجود ندارد. همچنین در سنت مذهبی زیدی، مفهوم تقیه همان جایگاهی را ندارد که در فقه دوازدهامامی دارد.
بنابراین، توصیف حوثیها صرفاً به عنوان یک گروه شیعه شبیه به نظام ایران، از نظر تاریخی دقیق نیست. این جنبش ریشههای مذهبی، سیاسی و تاریخی خاص خود را در یمن دارد.
حکومت زیدی در یمن
پیروان زید بن علی در قرن نهم میلادی در مناطق کوهستانی دشوارگذر شمال یمن پایگاه قدرتمندی ایجاد کردند. در طول چند قرن بعد، امامان زیدی در دورههای مختلف بر بخشهایی از شمال یمن حکومت کردند. جمعیت زیدی در مناطق کوهستانی شمال یمن یک جمعیت مهم و قابل توجه بود.
زیدیها در برابر قدرتهای خارجی نیز مقاومت طولانی داشتند. در قرنهای هجدهم و نوزدهم، آنان چندین بار با امپراتوری عثمانی جنگیدند و تلاش کردند استقلال سیاسی و مذهبی خود را در مناطقشان حفظ کنند.
در سال ۱۹۱۸، پس از پایان جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی، در شمال یمن یک پادشاهی زیدی به نام «مملکت متوکلی» شکل گرفت. در این نظام، امام همزمان رهبر مذهبی و حاکم سیاسی بود.
در دهه ۱۹۳۰، این پادشاهی با عربستان سعودی بر سر مرزها وارد جنگ شد. یمن در این جنگ بخشی از مناطق خود را به عربستان سعودی واگذار کرد. با وجود این، پادشاهی زیدی شمال یمن در سطح بینالمللی به عنوان یک حکومت به رسمیت شناخته میشد.
انقلاب و جنگ داخلی
یکی از نقاط عطف تاریخ یمن در سال ۱۹۶۲ رقم خورد؛ زمانی که افسران نظامی مورد حمایت مصر، پادشاهی زیدی را سرنگون کردند و یک حکومت جمهوریخواه عربگرا را به وجود آوردند. حکومت جدید صنعا را پایتخت خود قرار داد.
مصر برای حمایت از حکومت جدید، شمار زیادی نیروی نظامی به یمن اعزام کرد؛ در حالی که طرفداران پادشاهی زیدی به مناطق کوهستانی رفتند و مبارزه مسلحانه علیه حکومت جدید را آغاز کردند.
این درگیری دیگر تنها یک مسئله داخلی یمن نبود. عربستان سعودی از طرفداران پادشاهی زیدی حمایت میکرد، در حالی که مصر از حکومت جمهوریخواه پشتیبانی میکرد. اسرائیل نیز به صورت پنهانی به طرفداران پادشاهی کمک میکرد.
پس از چندین سال جنگ داخلی، سرانجام حکومت جمهوریخواه پیروز شد و نظام سیاسی یمن از پادشاهی زیدی به یک جمهوری تبدیل شد.
دوران علی عبدالله صالح
در سال ۱۹۷۸، پس از چندین تحول سیاسی و نظامی، علی عبدالله صالح به قدرت رسید. او نزدیک به سه دهه بر یمن حکومت کرد.
در سال ۱۹۹۰، شمال و جنوب یمن با یکدیگر متحد شدند و جمهوری یمن شکل گرفت. با این حال، مشکلات سیاسی و اقتصادی همچنان ادامه یافت.
حکومت صالح به مرور با اتهامهایی مانند فساد، خویشاوندسالاری، تمرکز قدرت و سرکوب مخالفان سیاسی روبهرو شد. حکومت او همچنین با ایالات متحده و عربستان سعودی، بهویژه در زمینه مبارزه با القاعده، همکاری داشت. پس از حمله القاعده به یک کشتی جنگی آمریکایی در نزدیکی عدن در سال ۲۰۰۰، همکاری آمریکا و حکومت یمن در زمینه مبارزه با تروریسم افزایش یافت.
آغاز جنبش حوثی
پایههای سیاسی و مذهبی جنبش حوثی در دهه ۱۹۹۰ تقویت شد. حسین بدرالدین الحوثی یکی از رهبران برجسته این جنبش بود.
در آن دوره، در مناطق زیدینشین شمال یمن این احساس افزایش یافته بود که هویت مذهبی و فرهنگی آنان در حال تضعیف است و حکومت مرکزی توجه کافی به مناطق و مشکلات آنان ندارد.
حسین الحوثی و هوادارانش حکومت علی عبدالله صالح را به فساد، خویشاوندسالاری و استفاده از منابع ملی برای منافع خانوادهاش متهم میکردند.
حوثیها همچنین با سیاستهای آمریکا و اسرائیل مخالفت میکردند و حمایت عربستان سعودی از حکومت صالح را مورد انتقاد قرار میدادند.
به این ترتیب، جنبش حوثی تلاش کرد هویت مذهبی، محرومیت سیاسی، مشکلات اقتصادی و مقاومت در برابر حکومت را در قالب یک گفتمان سیاسی مشترک مطرح کند.
نخستین جنگ بزرگ
تنش میان حوثیها و حکومت یمن سرانجام در سال ۲۰۰۴ به جنگ مسلحانه تبدیل شد.
در آن زمان، حسین الحوثی رهبری مقاومت علیه حکومت را بر عهده داشت. حکومت یمن عملیات نظامی علیه او آغاز کرد و حسین الحوثی در همان سال کشته شد.
پس از کشته شدن او، جنبش پایان نیافت. اعضای خانواده و هوادارانش به مقاومت ادامه دادند و عبدالملک الحوثی به یکی از مهمترین رهبران این جنبش تبدیل شد.
از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰، حکومت و حوثیها چندین بار با یکدیگر جنگیدند. این درگیریها در مجموع به «جنگهای صعده» معروف شدند، زیرا مرکز اصلی آنها ولایت صعده در شمال یمن بود.
این جنگها نقش مهمی در تبدیل حوثیها به یک نیروی مسلح سازمانیافته داشت.
بهار عربی و گسترش حوثیها
در سال ۲۰۱۱، موج اعتراضات موسوم به بهار عربی به یمن نیز رسید. اعتراضات گستردهای علیه علی عبدالله صالح شکل گرفت و در نهایت او از قدرت کنار رفت.
عبدربه منصور هادی جای او را گرفت.
اما انتقال قدرت نتوانست مشکلات اساسی یمن را حل کند. کشور همچنان با مشکلات شدید اقتصادی، بیکاری، اختلافات سیاسی، درگیریهای قبیلهای، جنبش جداییطلب جنوب و حضور گروههای مسلح روبهرو بود.
در چنین شرایطی، حوثیها قدرت سیاسی و نظامی خود را در شمال یمن بیشتر کردند.
تصرف صنعا
بزرگترین افزایش قدرت حوثیها در سال ۲۰۱۴ رخ داد.
جنگجویان حوثی از شمال یمن پیشروی کردند و صنعا، پایتخت کشور، را به کنترل خود درآوردند. پس از آن، حکومت عبدربه منصور هادی با فشار شدید مواجه شد.
در جنوری ۲۰۱۵، هادی استعفا داد و بعداً به عدن رفت. بحران سیاسی یمن به سرعت به یک درگیری گسترده مسلحانه تبدیل شد.
این مرحله زمانی بود که جنبش حوثی از یک جنبش مقاومت محلی در شمال یمن به یکی از قدرتمندترین نیروهای سیاسی و نظامی کشور تبدیل شد.
مداخله عربستان سعودی
در سال ۲۰۱۵، ائتلافی به رهبری عربستان سعودی عملیات نظامی در یمن را آغاز کرد. عربستان سعودی اعلام کرد هدف این عملیات عقب راندن حوثیها و بازگرداندن حکومت یمن بود که در سطح بینالمللی به رسمیت شناخته شده بود.
پس از آن، جنگ یمن به یک مناقشه گسترده منطقهای تبدیل شد.
عربستان سعودی علیه حوثیها عملیات انجام میداد و ایران نیز به حمایت سیاسی، نظامی و فنی از حوثیها متهم شد.
رابطه ایران و حوثیها
روابط ایران و حوثیها یکی از جنبههای مهم مناقشه یمن است. ایران به عنوان یکی از حامیان مهم منطقهای حوثیها شناخته میشود و بر اساس گزارشهای مختلف، حوثیها در زمینه دستیابی به موشکها، پهپادها و دیگر تواناییهای نظامی از کمک ایران برخوردار شدهاند.
با این حال، توصیف حوثیها صرفاً به عنوان یک نیروی تابع ایران نیز تصویر کاملی از وضعیت یمن ارائه نمیکند. جنبش حوثی تاریخ محلی، هویت مذهبی، روابط قبیلهای و منافع سیاسی خاص خود را دارد. روابط آنان با ایران بهویژه در جریان جنگ یمن تقویت شد و حمایت ایران تواناییهای نظامی حوثیها را افزایش داد.
آتشبس
در سال ۲۰۲۲، با تلاشهای سازمان ملل متحد، آتشبس مهمی در یمن برقرار شد. در پی آن، درگیریهای گسترده میان عربستان سعودی و حوثیها کاهش یافت.
با این حال، این آتشبس نتوانست راهحل دائمی برای بحران سیاسی یمن ایجاد کند. موضوعاتی مانند تقسیم قدرت، بحران اقتصادی، آینده نهادهای دولتی و اختلافات میان گروههای مسلح همچنان باقی مانده است.
چرا حوثیها امروز مهم هستند؟
داستان حوثیها از یک جنبش مذهبی و سیاسی محلی زیدی آغاز شد؛ اما پس از چند دهه جنگ و بحران سیاسی، این جنبش به یکی از نیروهای بزرگ نظامی و سیاسی یمن تبدیل شده است.
تأثیرات آن دیگر تنها به یمن محدود نیست. روابط با ایران، مناقشه طولانی با عربستان سعودی، موضعگیری در برابر اسرائیل، جنگ غزه و حملات به کشتیهای تجارتی در دریای سرخ، حوثیها را به یکی از بازیگران مهم سیاست منطقهای خاورمیانه تبدیل کرده است.
برای شناخت حوثیها، نمیتوان تاریخ یمن را نادیده گرفت. قدرت کنونی آنان حاصل مجموعهای از عوامل است؛ از تاریخ مذهبی زیدی و محرومیت سیاسی در شمال یمن گرفته تا مقاومت علیه علی عبدالله صالح، تصرف صنعا در سال ۲۰۱۴، جنگ با عربستان سعودی و روابط رو به گسترش با ایران.
به همین دلیل، داستان حوثیها تنها داستان یک گروه مسلح نیست؛ بلکه داستان بیش از یک قرن کشمکش سیاسی، مذهبی و منطقهای در یمن نیز است