شعار دادن در سیاست آسانترین کار است، اما تبدیل کردن این شعارها به واقعیتهای میدانی، آزمون اصلی به شمار میرود. حزبی که طی ۱۲ سال گذشته در خیبرپختونخوا بر سرِ قدرت بوده، واژگان بلندپروازانهای چون «تغییر»، «حکومتداری خوب» و «ریاست مدینه» را به هویت سیاسی خود مبدل ساخت. اما ویدیوی منتشرشده از یک شفاخانهٔ دولتی در سوات، تمامی این ادعاها را به چالش کشیده است. این تنها داستان یک شفاخانه نیست، بلکه بازتابدهندهٔ شکاف میان ادعاهای حکومتداری ۱۲ ساله و امکانات واقعیِ در دسترس مردم است.
بر اساس ویدیوی منتشرشده از یک شفاخانهٔ دولتی در سوات، ادعا شده است که بستری برای بیماران وجود ندارد و آنها مجبورند تختهای سنتی (چهارپایی) را با کرایهٔ ۲۰۰ روپیه تهیه کنند. شایان ذکر است که این یک رویداد مجزا یا بیسابقه نیست؛ بلکه کمبود بستر در شفاخانههای دولتی خیبرپختونخوا در گذشته نیز بارها گزارش شده است. بر بنیاد گزارشی در جنوری ۲۰۲۶، در مجموع حدود ۳۶ هزار بستر در شفاخانههای دولتی سراسر این ولایت وجود داشته است؛ یعنی به طور میانگین، تنها یک بستر برای هر ۱,۱۳۳ نفر. این آمار و ارقام خود گواه آن است که مشکل تنها محدود به یک شفاخانه یا یک رویداد خاص نبوده، بلکه ریشه در عمق ساختار این سیستم دارد
یہ ہے خیبرپختونخوا میں بہتر طرز حکمرانی کی حقیقت
— Irfan Khan (@irfijournalist) August 12, 2026
صوبے میں پی ٹی آئی کی 12 سالہ تبدیلی ملاحظہ ہو
یہ سوات کا ایک ہسپتال ہے جہاں 12 سال سے نافذ صحت ایمرجنسی کا یہ حال ہے کہ وہاں مریض کیلئے بیڈ تک دستیاب نہیں
مریض کیلئے 200 روپے کرایہ پر چارپائی لائی جارہی ہے pic.twitter.com/4BLCksX2rO
شعارها و واقعیتها
بخش صحت (بهداشت و درمان) در خیبرپختونخوا همواره نقطهٔ مرکزی وعدههای سیاسی بوده است. رهبری حزبِ حاکم بارها از بهبود مراقبت از بیماران، خدمات عاجل (اورژانس) رایگان و ترتیبات مدرن طبی در شفاخانههای دولتی سخن گفته است. این ادعاها تنها به سخنرانیها محدود نماند، بلکه به بخش رسمی منشور سیاسی و روایت حکومتی مبدل گشت. اما پرسش اینجاست که اگر پس از ۱۲ سال حکومتداری مداوم، یک شهروند عادی برای دریافت ابتداییترین امکانات مانند بسترِ بیمار، ناچار شود از جیب خود تخت سنتی (چهارپایی) کرایه کند، حاصل عملی این ادعاها چه بوده است؟
ادعای حکومتداری خوب؟
حکومتداری خوب تنها یک شعار نیست، بلکه معیاری است که کارکرد حکومت را مستقیماً به زندگی روزمرهٔ شهروندان پیوند میدهد. اگر در ولایتی واقعاً حکومتداری خوب وجود داشته باشد، نخستین و روشنترین نشانهٔ آن باید در کیفیت خدمات صحس، نظام آموزشی، امنیت و کارایی ساختارهای اداری اولیه به چشم خورد.
رویداد سوات این پرسش را دوباره زنده کرده است که آیا بهبود واقعی در سیستم رخ داده یا موضوع تنها به همایشهای سیاسی و مبارزات رسانهای محدود بوده است؟ آزمون واقعی حکومتداری نه در صحن پارلمان یا کنفرانسهای خبری، بلکه در بخشهای شفاخانه، صنفهای مکتب و دهلیزهای حوزهٔ پولیس رقم میخورد.
ریاست مدینه؟
برای حزبی که «ریاست مدینه» را محور ایدئولوژیک حکومتداری خود قرار داده، این پرسش اهمیت بیشتری مییابد که آیا شهروند عادی در ولایت تحت مدیریت آن، به همان استانداردی از خدمات اولیهٔ صحس که وعده داده شده بود، دسترسی دارد یا خیر؟ مفهوم ریاست مدینه بر پایهٔ رفاه مردم، عدالت و تأمین حقوق اساسی بنا شده است.
دسترسی بیمار به بستر، درمان بهموقع، ادویه (دارو) و خدمات محترمانهٔ طبی، احسانِ حکومت نیست بلکه حق اساسی شهروند است. اگر سیستم در ارائهٔ همین حق ناکام بماند، شکاف میان شعارهای ایدئولوژیک و کارکرد عملی برجستهتر میشود.
اولویتهای سیاسی؟
این تناقض زمانی آشکارتر میشود که از یکسو رهبری حزب حاکمِ ولایتی در تدارک اعتراضات سیاسی علیه حکومت فدرال و راهپیمایی به سوی اسلامآباد است، و از سوی دیگر، خدمات اولیهٔ شهری در ولایت تحت کنترل همین حزب با وضعیت نگرانکنندهای روبروست. این پرسش مطرح میشود که آیا پیش از بازخواست کارکرد حکومت فدرال، بازنگری در کارنامهٔ ولایت تحت مدیریت خود ضروری نیست؟ پروسهٔ حسابدهی باید دوطرفه باشد؛ رهبرانی که از دیگران پاسخ میخواهند، باید حساب حکومتداری خود را نیز ارائه دهند.
ادامهٔ استخدامها اما بقای مشکلات
بر اساس آمار رسمی خیبرپختونخوا، ریاست صحت هنوز هم در حال صدور احکام استخدام برای داکتران، پرستاران و سایر کارمندان طبی است. این امر نشان میدهد که نیاز به نیروی انسانی و ظرفیت مدیریتی در بخش صحت، پس از ۱۲ سال هنوز بهطور کامل برطرف نشده است. اگر زیرساختها، توزیع منابع و نظارت اداری مؤثر میبود، شاید مشکل کمبود بستر به این سطح نمیرسید.
معیار تغییر واقعی؟
معیار واقعی موفقیت هر حکومتی بر اساس شمار همایشهای سیاسی، شدت کمپاینهای شبکههای اجتماعی یا بیانیهها علیه رقبا سنجیده نمیشود؛ بلکه معیار این است که آیا شهروند عادی در شفاخانه بستر پیدا میکند یا خیر، آیا بیمار به درمان بهموقع و باکیفیت دسترسی دارد یا خیر، آیا کودک از آموزش استاندارد بهرهمند است و آیا شهروندان از محیطی امن برخوردارند یا نه. اینها همان سنجههایی هستند که کارکرد واقعی یک حکومت باید با آنها ارزیابی شود، نه صرفاً با روایتهای سیاسی.
رویداد شفاخانهٔ سوات تنها یک خبر زودگذر نیست، بلکه آیینهٔ تمامنمایی است که ادعاهای ۱۲ سالهٔ حکومتداری در خیبرپختونخوا را در برابر واقعیتهای میدانی قرار میدهد. اگر یک بیمار عادی برای دسترسی به امکانات اولیهای چون بستر، مجبور به کرایه کردن تخت از جیب خود باشد، واژگانی چون «تغییر»، «حکومتداری خوب» و «ریاست مدینه» در حد شعارهای محض سیاسی باقی میمانند. مردم بیشتر از راهپیماییهای سیاسی و تحرکات اعتراضی، به تغییر واقعی در شفاخانهها، مکاتب و امکانات اولیهٔ خود نیاز دارند. زمامداران باید درک کنند که موفقیت واقعی نه در سخنرانیهای روی استیج، بلکه در تجربهٔ روزمرهٔ شهروندان نهفته است