تاریخ گواه است که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، برتری یکجانبه واشنگتن بر جهان حاکم شد. برای دههها، تصمیمهای مربوط به امنیت جهانی در یک پایتخت گرفته میشد؛ اما امروز آن نظام تکقطبی بهطور کامل شکسته است. چشمانداز راهبردی جهان در حال تبدیلشدن به یک نظام چندقطبی جدید است؛ نظامی که در آن، جای مراکز سنتی قدرت را توازنهای منطقهای، ائتلافهای دفاعی مستقل و مشارکتهای راهبردی گرفتهاند.
کشورهای خاورمیانه و حوزه خلیج فارس به این درک رسیدهاند که چتر امنیتی خارجی، موقتی و غیرقابل اعتماد است. در چنین فضای چندقطبی، جهان اسلام به یک ستون راهبردی نیاز داشت که نهتنها از نظر نظامی و تکنالوژیک خودکفا باشد، بلکه از بازدارندگی هستهای قدرتمند نیز برخوردار باشد. این همان نقطه عطف تاریخی است که پاکستان در آن، از چارچوب دیپلماسی سنتی فراتر رفته و بهعنوان یک تأمینکننده قابل اتکای امنیت برای جهان اسلام و یک دژ دفاعی مستحکم در حال ظهور است.
توازن جدید قدرت سهجانبه
بزرگترین و تاریخیترین نقطه عطف این صفبندی چندقطبی، توافق دفاعی مشترک مکه است که در ۷ آگست ۲۰۲۶ در شهر مکه امضا شد. این توافق صرفاً یک اقدام معمول دیپلماتیک نیست، بلکه اعلام رسمی شکلگیری یک بلوک راهبردی قدرتمند در منطقه است.
قدرت اصلی این محور سهجانبه در ظرفیتهای منحصربهفرد و بههمپیوسته سه کشور نهفته است. ترکیه با پیشرفتهترین فناوریهای جنگ پهپادی و تجهیزات دفاعی در این محور حضور دارد، عربستان سعودی وزن عظیم ژئوپولیتیکی و اقتصادی خود را در اختیار این ائتلاف قرار میدهد و پاکستان نیز با نیروهای مسلح حرفهای و باتجربه، تواناییهای نظامی و بازدارندگی هستهای خود، به ستون اصلی این ساختار تبدیل شده است.
این بلوک بر این اصل استوار است که حمله به هر یک از طرفها، در واقع حمله به کل ائتلاف تلقی خواهد شد. در جهان چندقطبی، این توازن سهجانبه میتواند کشورهای منطقه را از وابستگی امنیتی به قدرتهای خارجی و فشارهای سیاسی بیرونی دور کرده و چارچوبی مستقل برای امنیت فراهم کند. این ائتلاف همچنین زمینهای برای انتقال فناوری و تولید مشترک تجهیزات نظامی فراهم میکند که میتواند در آینده ظرفیت دفاعی منطقه را تقویت کند.
ثبات امنیتی در خلیج
در ادامه روند خودکفایی دفاعی در حوزه خلیج، در ۲۷ آگست ۲۰۲۶ تحول مهم دیگری در اسلامآباد رخ داد؛ جایی که پاکستان و کویت «پروتکل توافق ۲۰۲۶» را رسماً امضا کردند. این توافق نهتنها چارچوب دفاعی سال ۲۰۲۳ میان دو کشور را تأیید میکند، بلکه آن را با نیازهای جنگی عصر جدید نیز هماهنگ میسازد.
مذاکرات بلندپایه نظامی در راولپندی و اسلامآباد نشان داد که کشورهای خلیج فارس برای حفاظت از حاکمیت داخلی و مرزی خود، به تجربه عملیاتی نیروهای مسلح پاکستان اعتماد دارند.
این توافق عمدتاً بر سه ستون استوار است. نخست، نیروهای مسلح پاکستان برای نیروهای کویتی در زمینه نظارت دیجیتال پیشرفته، پایش الکترونیکی و مدیریت امن مرزها، آموزش عملیاتی و حمایت تخنیکی فراهم خواهند کرد. دوم، دامنه آموزشهای پیشرفته برای افسران کویتی در اکادمیهای نظامی پاکستان گسترش خواهد یافت. سوم، این توافق پنجساله قابل تمدید، سازوکار تبادل بهموقع اطلاعات استخباراتی و سیستم شفاف همکاری در بخش لوژستیک نظامی را تضمین میکند.
این اقدام کویت در جهان چندقطبی، نشانهای روشن از تلاش این کشور برای کاهش وابستگی به قدرتهای خارج از منطقه و تکیه بر همکاری دفاعی با پاکستان تلقی میشود.
جبهه بنگلادیش و سوریه
دیپلماسی دفاعی پاکستان دیگر تنها به کشورهای خلیج و مراکز سنتی خاورمیانه محدود نمانده، بلکه در چارچوب نظم جهانی چندقطبی، به جنوبشرق آسیا و کشورهایی که از درگیریهای طولانیمدت خارج میشوند نیز گسترش یافته است.
تحولات ژئوپولیتیکی اخیر در بنگلادیش، زمینههای تازهای را برای احیای روابط میان اسلامآباد و داکا ایجاد کرده است. امنیت دریایی خلیج بنگال، برگزاری مانورهای مشترک دریایی و هماهنگی عملیاتی با نیروی دریایی پاکستان میتواند در برابر هرگونه تلاش برای ایجاد سلطه یکجانبه در جنوب آسیا، یک مانع راهبردی ایجاد کند.
همچنین مجتمع صنایع نظامی پاکستان، از جمله جنگندههای جیاف-۱۷ تندر و سیستمهای پیشرفته پهپادی، میتواند گزینهای نسبتاً کمهزینه برای بنگلادیش جهت نوسازی نیازهای دفاعی این کشور فراهم کند.
از سوی دیگر، سوریه که پس از سالها جنگ داخلی در مسیر بازسازی قرار دارد، برای سازماندهی مجدد نیروهای مسلح و ایجاد چارچوب مبارزه با تروریسم، به دنبال همکاری پاکستان است. نقش نسبتاً بیطرفانه پاکستان و تجربه چندین دهه این کشور در عملیات ضدتروریسم میتواند برای بازسازی نهادی نیروهای سوری اهمیت داشته باشد.
چارچوبهای احتمالی همکاری امنیتی با دمشق و داکا نشان میدهد که پاکستان دیگر صرفاً به محیط پیرامونی خود محدود نیست و در حال تبدیلشدن به یکی از محورهای امنیتی منطقه است.
پیامدهای اقتصادی و جغرافیایی
پیامدهای دیپلماسی دفاعی فعال پاکستان تنها به چند توافق نظامی محدود نمیشود، بلکه نتایج اقتصادی و ژئوپولیتیکی گستردهتری نیز به همراه دارد. در عرصه اقتصادی، پس از گسترش روابط دفاعی پایدار با عربستان سعودی، ترکیه و کویت، بازار بینالمللی گستردهتری برای محصولات نهادهایی مانند کارخانههای مهمات پاکستان و مجتمع هوانوردی پاکستان ایجاد شده است.
سرمایهگذاری کشورهای دوست میتواند تولید مشترک تجهیزات نظامی را تقویت کند؛ اقدامی که به افزایش ذخایر ارزی و حمایت مستقیم از اقتصاد ملی از طریق تولیدات دفاعی منجر خواهد شد. افزون بر این، استفاده از دکترینهای نظامی پاکستان در نیروهای مسلح کشورهای متحد، میتواند روابط بلندمدت میان پاکستان و رهبران ارشد نظامی این کشورها را تقویت کند.
در سطح راهبردی، جایگاه پاکستان در جامعه بینالمللی نیز در حال تغییر است. پاکستان دیگر تنها بهعنوان کشوری که به دنبال دریافت کمکهای امنیتی است دیده نمیشود، بلکه در حال تبدیلشدن به یک تأمینکننده مستقل امنیت است.
این تحول میتواند توازن سنتی قدرت در جنوب آسیا را نیز تغییر دهد. هنگامی که در کنار یک قدرت هستهای، بلوکهای دفاعی قدرتمند در خاورمیانه، خلیج و آسیای مرکزی شکل بگیرند، هرگونه اقدام یکجانبه یا ماجراجویی نظامی برای رقیبان سنتی دشوارتر خواهد شد.
درس اصلی نظم جهانی چندقطبی در حال ظهور این است که بقا و امنیت کشورها تا حد زیادی به توانایی آنان در ایجاد و حفظ اتحادهای راهبردی وابسته است. پاکستان با تکیه بر توان هستهای، تجربه نظامی و دیپلماسی دفاعی خود، تلاش دارد به یکی از ستونهای اصلی همکاری دفاعی جهان اسلام و یک محور مهم امنیتی در منطقه تبدیل شود