هر اقدام نظامی دو روایت دارد؛ نخست اینکه چه اتفاقی افتاد، و دوم اینکه چگونه رخ داد. پاکستان در این هفته بارها روایت نخست را بازگو کرده و این کار بجا بوده است. اما در آستانه «یومِ معرکه حق»، روایت دوم نیز جایگاه ویژهای دارد، زیرا درک اینکه عملیات «بنیانالمرصوص» چگونه بهصورت همزمان در حوزههای زمینی، هوایی، دریایی و سایبری اجرا شد، به معنای فهم چیزی است که دکترین نظامی جنوب آسیا تاکنون کمتر شاهد آن بوده است.
ساختار عملیاتی پیش از حمله
آنچه عملیات «بنیانالمرصوص» را از یک حمله تلافیجویانه معمولی متمایز ساخت، توانایی جداگانه هر سامانه نبود، بلکه معماری جنگ شبکهمحور بود که همه این سامانهها را به هم متصل میکرد. تبادل داده در زمان واقعی میان ارتش، نیروی هوایی، نیروی دریایی و فرماندهی سایبری، چرخه تصمیمگیری را کوتاه کرد و امکان اجرای حملات هماهنگ بر چندین هدف را بهطور همزمان فراهم ساخت. این چرخه «از حسگر تا شلیک» یعنی انتقال سریع از شناسایی تا درگیری در حوزههای مختلف، سریعتر از آنکه دشمن فرصت واکنش داشته باشد، ویژگی اصلی دکترین پیشرفته عملیات چندبُعدی است. پاکستان این ساختار را بهگونه خاموش و تدریجی ایجاد کرده بود و دهم ماه می نخستین نمایش عملی و علنی آن بود.
عملکرد حوزه زمینی
بخش زمینی این عملیات بر محور سلسله موشکهای «فتح» بنا شده بود. پاکستان موشکهای دوربرد و هدایتشونده دقیق «فتح-۱» و «فتح-۲»، مهمات دقیق نیروی هوایی پاکستان، مهمات سرگردان دوربرد با قابلیت تهاجمی و توپخانه دوربرد دقیق را در قالب یک شبکه واحد هدفگیری علیه ۲۶ تأسیسات نظامی هند بهکار گرفت. آنچه این عملیات را مهم ساخت، تنها خود موشکها نبود، بلکه اطلاعات هدفگیری بود که بهصورت لحظهای به آنها داده میشد. هر حمله با نظارت هوایی هماهنگ شده و از طریق یک ساختار فرماندهی واحد هدایت میشد تا اطمینان حاصل شود که اقدامات حوزههای مختلف با هم تداخل نداشته باشند. نتیجه، اجرای حملات مرگبار همزمان بر ۲۶ هدف، بدون حتی یک مورد خطای خودی یا همپوشانی مأموریت بود.
عملکرد حوزه هوایی
نیروی هوایی پاکستان بهصورت همزمان حاکمیت کامل بر حریم هوایی را در جریان عملیات حفظ کرد. مهمات سرگردان، حضور تهدیدآمیز و دوامدار بر فراز اهداف هندی ایجاد کردند و سیستمهای دفاع هوایی هند را مجبور ساختند که بهگونه پیوسته درگیر شوند؛ اقدامی که توان پاسخدهی آنان را پیش از رسیدن موج اصلی حملات موشکی کاهش داد. پاکستان از طریق جنگ شبکهمحور و اطلاعات لحظهای، برتری هوایی و فضایی را برقرار کرد و اطمینان یافت که پاسخ آن دقیق باشد و نیروهای هندی نتوانند در بازه زمانی حمله، آزادانه بر فراز اهداف مورد حمله فعالیت کنند. ترکیب موشکهای بالستیک «فتح» با دستههای پهپادی و جنگ الکترونیک، اثرات چندلایهای ایجاد کرد که هیچ حوزهای بهتنهایی قادر به ایجاد آن نبود. در همین بازه عملیاتی، ۱۵ پایگاه هوایی هند در سورتگره، سرسا، آدامپور، بُهج، نالیا، بَتندا، برنالا، هلوارا، اونتیپور، سرینگر، جامو، مامون، امباله، اودهمپور و پتانکوت آسیب دیدند.
عملکرد حوزه دریایی
نیروی دریایی پاکستان بهجای درگیری مستقیم، موقعیتگیری راهبردی را انتخاب کرد و همین تصمیم نتایجی بهمراتب قاطعتر از هرگونه تبادل آتش به همراه داشت. ساختار دریایی پاکستان شامل دفاع چندلایه با زیردریاییها، شناورهای تهاجمی سریع، هوانوردی دریایی و موشکهای ضدکشتی مستقر در ساحل بود. نیروی دریایی هند دستکم ۳۶ کشتی جنگی، از جمله گروه ضربتی ناو هواپیمابر «آیاناس ویکرانت» را به میدان آورد، اما از گشودن جبهه دریایی خودداری کرد، زیرا تدابیر بازدارنده پاکستان هزینه هرگونه تشدید درگیری را بسیار بالا برده بود. شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، تأیید کرد که ناو «آیاناس ویکرانت» تا فاصله ۴۰۰ مایل دریایی از آبهای پاکستان نزدیک شد، اما پس از ارزیابی آمادگی عملیاتی نیروی دریایی پاکستان عقبنشینی کرد. این موقعیتگیری راهبردی که آگاهانه بهجای درگیری مستقیم انتخاب شد، بدون شلیک حتی یک گلوله، بازدارندگی کامل دریایی را به همراه داشت.
عملکرد حوزه سایبری
عملیات سایبری پاکستان بهگونه موقت بخشی از زیرساختهای مهم نظامی هند، از جمله شبکههای فرماندهی و کنترول، سیستمهای ارتباطی و نرمافزارهای لوژستیکی را مختل ساخت، بدون آنکه به سیستمهای غیرنظامی آسیب برسد. جنرال احمد شریف چودری، سخنگوی ارتش پاکستان، تأیید کرد که پاکستان یک «حمله سایبری جامع و مؤثر» را انجام داده که بهصورت موقت زیرساختهای حساس و شبکههای ارتباطی هند را که در حمایت از عملیات نظامی این کشور فعال بودند، مختل و تضعیف کرده است. این عملیات بهطور مشخص برای کاهش توان جنگی دشمن در همان بازه زمانی طراحی شده بود که حملات فیزیکی پاکستان در حال اجرا بود. مختلکردن توانایی دشمن برای هماهنگی پاسخ، همزمان با هدف قرار دادن تجهیزات نظامی آن در چهار حوزه مختلف، بالاترین سطح انسجام عملیاتی را نشان میدهد.
یک سال بعد، این چه معنا دارد؟
دوران جنگ تکبُعدی در جنوب آسیا پایان یافته است. کشوری که سریعتر یکپارچه شود، هماهنگی مؤثرتری داشته باشد و چرخه تصمیمگیری خود را فشردهتر سازد، شرایط هرگونه درگیری آینده در این منطقه را تعیین خواهد کرد. پاکستان دکترین خود را در ۱۰ می ۲۰۲۵ به نمایش گذاشت و فردا ملت این کشور «یومِ معرکه حق» را در بزرگداشت آنچه به دست آمده، گرامی میدارد.