فکر کنید، یک کودک صبح یونیفورم پوشیده، کتابهایش را برداشته و به مکتب میرسد؛ اما بهجای استاد یا صنف درسی، با یک دروازه بسته و قفلشده روبهرو میشود. این تنها یک تصور نیست، بلکه به واقعیت زندگی صدها کودک تبدیل شده است.
بر اساس تازهترین گزارش سالانهٔ سروی ادارهٔ معارف، ۶۲۷ مکتب دولتی در این ایالت بهطور کامل غیرفعال هستند. در این مکاتب نه روند تدریس جریان دارد و نه دانشآموزان در آن آموزش میبینند. این آمار تنها نشاندهندهٔ تعطیلی مکاتب نیست، بلکه مشکلات اداری، اجتماعی، امنیتی و کمبود امکانات اساسی در نظام آموزشی این ایالت را نیز آشکار میکند.
بر اساس این گزارش، بخش بزرگی از مکاتب غیرفعال در ولسوالیهای ادغامشده قرار دارند. در این مناطق ۴۱۱ مکتب دولتی تعطیل است، در حالی که شمار مکاتب غیرفعال در ولسوالیهای عادی به ۲۱۶ مورد میرسد.
در ولسوالیهای ادغامشده، مشکلات امنیتی، جغرافیای دشوار، جابهجایی جمعیت و کمبود امکانات اساسی از مدتها پیش چالشهای جدی بودهاند. این مشکلات بهگونهٔ مستقیم بر نهادهای آموزشی نیز تأثیر گذاشته است. دسترسی به مکتب در بسیاری از مناطق دشوار است و تعیین منظم معلمان و حضور آنان نیز همچنان یک مشکل بزرگ به شمار میرود.
سروی سالانه، دلایل مختلف غیرفعال بودن مکاتب را نیز مشخص کرده است. بر اساس گزارش، ۲۲۶ مکتب به دلیل نبود معلم غیرفعال هستند.
یعنی ساختمان مکتب وجود دارد، اما برای فعالکردن آن نیروی آموزشی وجود ندارد. این وضعیت یک پرسش اساسی را مطرح میکند: اگر ساختمان مکتب ساخته شده است، چرا تعیین معلم برای آن تضمین نشده است؟ فراهمکردن خدمات آموزشی تنها به ساخت یک ساختمان خلاصه نمیشود. برای فعال نگهداشتن یک مکتب، وجود معلم، دانشآموز، امکانات اساسی و نظارت دوامدار اداری نیز ضروری است.
بر اساس گزارش، ۶۶ مکتب به دلیل نبود دانشآموز غیرفعال هستند. از دلایل احتمالی آن میتوان به جابهجایی جمعیت، مهاجرت خانوادهها، مشکلات دسترسی به مکاتب و در برخی مناطق، کاهش اعتماد مردم به امکانات آموزشی اشاره کرد.
از سوی دیگر، ۲۸ مکتب به دلیل منازعات محلی و ۱۱ مکتب به دلیل تصرف ساختمانها تعطیل هستند. این موضوع نشان میدهد که مشکل تنها به تعداد معلمان یا دانشآموزان محدود نیست، بلکه در برخی مناطق، مشکلات مربوط به حفاظت از مکاتب و نظارت اداری نیز وجود دارد.
از نظر ولسوالیها، شمالی وزیرستان با ۱۱۱ مکتب غیرفعال، بیشترین آسیب را دیده است. پس از آن، جنوبی وزیرستان بالا با ۹۹ و اپر کوهستان با ۶۸ مکتب تعطیل قرار دارند.
در این مناطق، راههای دشوارگذر، سیستم ارتباطی ضعیف، سکونتگاههای دوردست و چالشهای امنیتی گذشته، از عواملی بودهاند که فعال نگهداشتن نهادهای آموزشی را دشوار کردهاند. با این حال، مشکلات به هر اندازه که باشد، تعطیلی طولانیمدت مکاتب مستقیماً بر آیندهٔ آموزشی کودکان تأثیر میگذارد.
غیرفعال بودن یک مکتب تنها به معنای بستهبودن یک ساختمان نیست. وقتی کودکان در منطقهٔ خود به آموزش دسترسی نداشته باشند، برای والدین دشوار میشود که آنان را به مناطق دیگر بفرستند. برخی خانوادهها نیز به دلیل مشکلات مالی یا جغرافیایی، ناچار میشوند آموزش کودکانشان را متوقف کنند.
این ۶۲۷ مکتب بدون شک یک چالش بزرگ برای ادارهٔ معارف است، اما این مشکل حلناشدنی نیست. در مناطقی که کمبود معلم وجود دارد، باید معلمان بهسرعت تعیین شوند؛ جایی که ساختمان نیاز به ترمیم دارد، باید بازسازی شود؛ و در مناطقی که کودکان به مکتب نمیروند، باید مشکلات خانوادهها و والدین شناسایی و بررسی شود.
همچنین لازم است وضعیت هر مکتب غیرفعال بهصورت جداگانه بررسی شود و برای هر مورد، بر اساس دلیل اصلی تعطیلی، راهحل مشخصی ارائه گردد. در سطح ولسوالیها باید برای نظارت و فعالسازی دوبارهٔ مکاتب، جدول زمانی مشخص تعیین شود تا این موضوع تنها در گزارشهای سالانه باقی نماند.
در نهایت، این ۶۲۷ مکتب تنها ارقام نیستند. پشت هر مکتب بسته، آیندهٔ کودکانی قرار دارد که در انتظار استاد، کتاب و صنف درسی هستند. پرسش اصلی این است که این مکاتب چه زمانی و چگونه دوباره فعال خواهند شد