: خبر عاجل

مقاومت ضد طالبان در افغانستان وارد مرحله تازه‌ای شد؛ جبهه مقاومت ملی (NRF) مدعی حمله به یک پاسگاه طالبان در ولسوالی کران و منجان بدخشان شد و از بازداشت یک عضو طالبان و کشته و زخمی شدن سه تن دیگر خبر داد
دیدار نخست‌وزیر شهباز شریف با سفیر چین در اسلام‌آباد؛ دو طرف بر ادامه همکاری‌های راهبردی میان دو کشور تأکید کردند
در مرحله نخست انتخابات آزاد کشمیر، نتایج ۱۱ کرسی حوزه میرپور اعلام شد و مسلم‌لیگ (ن) به‌عنوان حزب پیشتاز در صدر قرار گرفت
**قداستِ نام و حقیقتِ عمل؛ از خلافت حضرت عمر فاروق (رض)، شعارهای سال ۱۹۷۹ تا چالش‌های پیشِ‌روی امارت اسلامی در پی گسترش مقاومت مسلحانه در بدخشان و زیبک**
هشدار ارتش ایران؛ در صورت هرگونه حمله در آینده، پاسخ قاطع‌تر و شدیدتر داده خواهد شد؛ بیانیه به مناسبت سالگرد عملیات مرصاد
عضو بازداشت‌شده فتنه‌الهندوستان، حبیب‌الله، از وضعیت داخلی این گروه پرده برداشت؛ جذب نیرو با تطمیع مالی، آموزش‌های سخت و جزئیات عملیات‌ها فاش شد

امارت اسلامی، معیارهای خلافت و مقاومت افغانستان؛ از ادعاها تا واقعیت‌های میدانی

**قداستِ نام و حقیقتِ عمل؛ از خلافت حضرت عمر فاروق (رض)، شعارهای سال ۱۹۷۹ تا چالش‌های پیشِ‌روی امارت اسلامی در پی گسترش مقاومت مسلحانه در بدخشان و زیبک**
صرف اتخاذ عنوان «امارت اسلامی» یک حکومت را عادلانه نمی‌سازد؛ معیار اصلی، اجرای عدالت و پاسداری از حقوق مردم است. از دید نویسنده، گسترش مقاومت مسلحانه در بدخشان و دیگر ولایت‌ها نشان می‌دهد که نام‌های مقدس نمی‌توانند کاستی‌ها و ناکامی‌های عملی را پنهان کنند

صرف اتخاذ عنوان «امارت اسلامی» یک حکومت را عادلانه نمی‌سازد؛ معیار اصلی، اجرای عدالت و پاسداری از حقوق مردم است. از دید نویسنده، گسترش مقاومت مسلحانه در بدخشان و دیگر ولایت‌ها نشان می‌دهد که نام‌های مقدس نمی‌توانند کاستی‌ها و ناکامی‌های عملی را پنهان کنند

July 28, 2026

قداستِ نام و حقیقتِ عمل؛ از خلافت حضرت عمر فاروق (رض) تا شعارهای سال ۱۹۷۹ و چالش‌های فراروی امارت اسلامی

فرمان تاریخی حضرت عمر فاروق (رض) تا امروز نیز یکی از معیارهای اساسی حکمرانی عادلانه به شمار می‌رود. از ایشان نقل شده است: «اگر در کنار رود فرات حتی سگی از گرسنگی یا تشنگی بمیرد، بیم آن دارم که خداوند در روز قیامت مرا درباره آن بازخواست کند.» این سخن تنها یک جمله نبود، بلکه بازتاب مسئولیت‌پذیری حاکمی بود که خود را در برابر حقوق، امنیت و رفاه هر موجود زنده در قلمرو حکومتش مسئول می‌دانست؛ مفهومی که از دید بسیاری، با روح عدالت در اندیشه اسلامی پیوند خورده است.

اما هنگامی که به افغانستان امروز و حکومت طالبان که خود را «امارت اسلامی» می‌نامد نگاه می‌کنیم، از نگاه نویسنده تصویری متفاوت دیده می‌شود. در یک سو، دوران حضرت عمر فاروق (رض) قرار دارد که در آن حاکم از بیم پاسخ‌گویی در برابر خداوند حتی نسبت به حق یک حیوان احساس مسئولیت می‌کرد، و در سوی دیگر، به باور نویسنده، مردمان بدخشان، زیبک، پنجشیر و دیگر مناطق از بسیاری از حقوق سیاسی، انسانی و اقتصادی خود محروم مانده‌اند. نویسنده معتقد است که محدودیت‌ها و فشارها سبب شده است بخشی از شهروندان از نارضایتی خاموش به سوی مقاومت مسلحانه سوق داده شوند.

داستان تاریخی گوساله سامری نیز در همین چارچوب، از نگاه نویسنده، درس بزرگی در خود دارد. در آن ماجرا، تلاش شد با تقدس بخشیدن به یک مجسمه بی‌جان، حقیقتی ساختگی به مردم القا شود. نویسنده این وضعیت را به هر ادعایی تشبیه می‌کند که تنها بر شعار و ظاهر استوار باشد. به عنوان نمونه، اگر کسی تجارت عسل داشته باشد اما آن را با مواد دیگر مخلوط کند و در عین حال تابلوی «عسل خالص» بر سر در مغازه خود نصب کند، آیا نام می‌تواند واقعیت محصول را تغییر دهد؟ یا اگر مغازه‌ای با نام «بسم‌الله ملک شاپ» شیر آلوده و غیرخالص عرضه کند، آیا نام آن، کیفیت شیر را تغییر خواهد داد؟ همچنین اگر پیمانکاری لقب «حاجی صاحب» داشته باشد، اما جاده‌ای که ساخته است با نخستین باران تخریب شود، آن لقب تضمینی برای کیفیت کار او نخواهد بود.

نویسنده بر همین اساس استدلال می‌کند که صرف استفاده از عنوان «امارت اسلامی» برای مشروعیت‌بخشی کافی نیست. به باور او، این عنوان زمانی اعتبار خواهد داشت که در عمل، عدالت، اجرای احکام اسلامی، تأمین حقوق زنان، حفظ امنیت مردم و مشارکت همه اقشار جامعه تحقق یابد. در غیر این صورت، استفاده از واژه «اسلامی» تنها یک عنوان خواهد بود، نه بازتاب عملکرد حکومت.

نویسنده سپس به انقلاب سال ۱۹۷۹ در یکی از کشورهای همسایه اشاره کرده و می‌گوید که پس از آن، شعار «لا شیعة ولا سنیة، اسلامیة اسلامیة»در سطح گسترده مطرح شد. اما از دید او، بررسی عملکردهای بعدی، از جمله در سوریه، لیبیا و عراق، و نیز مطالعه اندیشه‌ها و نوشته‌های رهبران آن جریان، نشان داد که میان این شعارها و آنچه نویسنده «فلسفه حقیقی اسلام» می‌خواند، فاصله زیادی وجود داشته و در پس این شعارها، بیش از هر چیز، رقابت برای قدرت دیده می‌شد.

به گفته نویسنده، نزدیک به پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت می‌گذرد، اما افغانستان هنوز به ثبات سیاسی و آرامش اقتصادی دست نیافته است. او معتقد است که ادعای کابل مبنی بر تسلط کامل و بدون منازعه بر سراسر کشور، با واقعیت‌های میدانی همخوانی ندارد. به باور نویسنده، مقاومتی که زمانی به پنجشیر و اندراب محدود دانسته می‌شد، اکنون به ولایت‌هایی چون بدخشان، کابل، بغلان، تخار، قندوز، پروان، کاپیسا، بلخ و هرات نیز گسترش یافته است.

از دید نویسنده، توافق میان جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود و جبهه آزادی افغانستان به رهبری یاسین ضیا در اپریل ۲۰۲۶ و نیز ظهور گروه‌های جدیدی مانند جبهه بسیج ملی و سپاهیان میهن در همان سال، نشان می‌دهد که روایت رسمی طالبان با واقعیت‌های میدانی تفاوت دارد.

نویسنده همچنین به ادامه درگیری‌ها در بدخشان و دیگر مناطق مرزی، انتشار ویدیوهایی از تصرف برخی پاسگاه‌ها توسط گروه‌های مخالف و نیز گزارش شانزدهم شورای امنیت سازمان ملل متحد اشاره کرده و معتقد است که این موارد از افزایش فعالیت گروه‌های مخالف، با وجود عملیات‌های ضدشورش، حکایت دارد.

در پایان، نویسنده نتیجه می‌گیرد که هنگامی که نارضایتی عمومی به یک حرکت سازمان‌یافته و مقاومت تبدیل شود، صرف شعارها و انکار واقعیت‌ها نمی‌تواند حکومت‌ها را حفظ کند. به باور او، اگر حاکمان کابل می‌خواهند عنوان «امارت اسلامی» را در عمل نیز اثبات کنند، باید الگوی حکمرانی حضرت عمر فاروق (رض) را سرمشق قرار داده، عدالت را برقرار سازند و حقوق شهروندان را تأمین کنند؛ در غیر این صورت، به اعتقاد نویسنده، تاریخ نشان داده است که هیچ نام مقدسی نمی‌تواند جایگزین عملکرد عادلانه شود.

یک نظر بدهید

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *