کابل — در پی اظهاراتی که به رهبر عالی طالبان، ملا هبتالله آخندزاده نسبت داده شده، جنجالی به وجود آمده است. بر اساس این گزارشها، او خواستار اطاعت بیقید و شرط از خود شده و آن را با اطاعت از خدا و پیامبر ﷺ مقایسه کرده است. این موضوع باعث اختلاف داخلی در میان اعضای طالبان و همچنین بحثهای تازه درباره اعتبار دینی آن شده است.
بر اساس گزارشها، هبتالله در یک سمینار در قندهار در تاریخ ۲۹ آوریل گفته است که اطاعت از او همانند اطاعت از خدا و رسول ﷺ واجب است و نافرمانی از دستوراتش در همان سطح گناه قرار دارد. او همچنین هشدار داده که نافرمانیهای گذشته بخشیده خواهد شد، اما در آینده هرگونه سرپیچی با مجازات شدید روبهرو خواهد شد. وی استدلال کرده است که سرپیچی از دستورات او معادل نافرمانی از خدا و پیامبر ﷺ است و در این زمینه به آیه قرآن درباره اطاعت از خدا، پیامبر و صاحبان امر (سوره نساء، آیه ۵۹) استناد کرده است.
تفسیر علمی «اولیالامر»
این ادعا از نظر الهیاتی و تفسیری مورد انتقاد قرار گرفته است و علما تأکید دارند که مفهوم «اولیالامر» در قرآن مطلق یا مربوط به یک فرد مشخص نیست.
مفسران کلاسیک مانند امام آلوسی در «روحالمعانی» توضیح دادهاند که «اولیالامر» میتواند به علما و اهل دانش اشاره داشته باشد؛ دیدگاهی که از ابن عباس، جابر بن عبدالله، مجاهد، حسن بصری و عطا نیز نقل شده است. علما این گروه را کسانی میدانند که احکام دینی را استخراج و تفسیر میکنند، نه اینکه اقتدار شخصی مطلق اعمال کنند.
به همین ترتیب، امام ابن کثیر، طبری و سیوطی روایاتی از ابن عباس نقل کردهاند که تفاسیر مختلفی از «اولیالامر» ارائه میدهد؛ از جمله علما، فرماندهان لشکر در زمان پیامبر ﷺ، و در برخی موارد خاص ابوبکر و عمر. علما استدلال میکنند که این تنوع تفسیری نشان میدهد «اولیالامر» یک عنوان ثابت و منحصر به یک فرد مشخص نیست.
امام فخرالدین رازی نیز نقل شده که تفسیر مربوط به علما را ترجیح میدهد و استدلال میکند که خودِ حاکمان به علما و دانشمندان دینی وابستهاند، نه برعکس.
حدود اطاعت در تعالیم اسلامی
سنت اسلامی همواره اطاعت از حاکمیت را محدود کرده است. پیامبر ﷺ فرمودهاند: «اطاعت فقط در کار درست است» (صحیح بخاری ۷۱۴۵) و «در نافرمانی از خالق، اطاعت از هیچ مخلوقی جایز نیست» (مشکاة المصابیح ۳۶۹۶). این اصول نشان میدهند که اطاعت از هر قدرت انسانی مشروط است و نمیتواند بر فرمان الهی مقدم شود.
علما استدلال میکنند که قرآن بهطور عمدی عبارت «اطاعت کنید از خدا و اطاعت کنید از رسول» را تکرار کرده، اما درباره «اولیالامر» تکرار «اطاعت کنید» را نیاورده است؛ و این نشان میدهد که اطاعت از آنان مشروط است، نه مطلق.
انتقاد از ادعای اطاعت مطلق
منتقدان میگویند تفسیر این آیه بهگونهای که اطاعت بیقید و شرط از یک شخص را توجیه کند، ناشی از برداشت نادرست از متون اسلامی است و اجماع علمای کلاسیک را نادیده میگیرد. آنان معتقدند چنین ادعاهایی میان حکومت و جایگاه الهی خلط ایجاد میکند و با اصول تثبیتشده فقه اسلامی در تضاد است.
همچنین به نمونههای تاریخی اشاره میشود، از جمله رفتار خلیفه ابوبکر (رضیاللهعنه) که گفت تنها زمانی باید از او اطاعت شود که بر حق باشد، و نیز خلیفه عمر (رضیاللهعنه) که پاسخگویی او توسط صحابه بهطور آشکار مورد تأکید قرار میگرفت.
نگرانیهای سیاسی و دینی
ناظران میگویند اگر از ادعاهای رهبری برای همتراز کردن اطاعت از شخص با اطاعت الهی استفاده شود، این موضوع نگرانیهای جدی الهیاتی و سیاسی ایجاد میکند. آنان استدلال میکنند که مشروعیت در حکومت اسلامی بر پایه اطاعت مطلق نیست، بلکه بر عدالت، پاسخگویی و پایبندی به اصول شریعت استوار است.
منتقدان همچنین مشروعیت خودِ ادعاهای رهبری را زیر سؤال میبرند، به زمینه گسترده سیاسی در افغانستان اشاره میکنند و میگویند که نباید از اصطلاحات دینی برای توجیه قدرت بدون نظارت استفاده شود.
نتیجهگیری
علما و تحلیلگران دینی تأکید میکنند که اطاعت در اسلام بر اساس قانون الهی است، نه اقتدار فردی. اگرچه احترام به رهبران لازم است، اما این اطاعت مشروط بوده و تابع فرمانهای خدا و پیامبر ﷺ است. هرگونه ادعای اطاعت مطلق، به باور آنان، در تضاد آشکار با آموزههای بنیادین اسلام قرار دارد.