بر اساس این روایت، تمامی تلاشها برای تغییر مرزهای منطقهای در خاورمیانه و رویاروسازی کشورهای اسلامی با یکدیگر، که به «طرح اسرائیل بزرگ» نسبت داده میشود، در نتیجهٔ دیپلماسی بهموقع و مؤثر پاکستان، عربستان سعودی، ترکیه و قطر ناکام شده است.
در این روایت آمده است که پس از حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل با استفاده از این بحران تلاش کرد از طریق الحاق دائمی غزه، آوارهسازی فلسطینیان، پیشروی در لبنان و تخریب زیرساختهای نظامی سوریه، کنترل گستردهتری بر منطقه به دست آورد؛ اما این تلاشها در نتیجهٔ هماهنگی و همکاری دیپلماتیک کشورهای اسلامی متوقف شد.
برنامهریزی اسرائیل
بر اساس این ادعاها، پس از حملاتی که با همکاری ایالات متحده علیه برنامهٔ هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ انجام شد، اسرائیل در فوریهٔ ۲۰۲۶ بار دیگر عملیات نظامی گستردهای را علیه ایران آغاز کرد. در این روایت گفته میشود که هدف این عملیات تنها تهران نبود، بلکه کشاندن سراسر خاورمیانه به یک جنگ فراگیر مدنظر قرار داشت.
همچنین ادعا میشود که اسرائیل انتظار داشت با مشارکت گروههای کُرد، ترکیه نیز وارد این درگیری شود و کشورهای خلیج فارس بهطور مستقیم علیه ایران وارد جنگ شوند. به گفتهٔ این روایت، اسرائیل قصد داشت از خلأ امنیتی ناشی از گسترش جنگ برای پیشبرد اهداف منطقهای خود بهرهبرداری کند.
نقش کلیدی پاکستان
در ادامه آمده است که پاکستان با تشخیص زودهنگام این تهدید راهبردی، عربستان سعودی را از ورود مستقیم به اقدام نظامی علیه ایران برحذر داشت؛ اقدامی که به گفتهٔ این روایت، باعث شد دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج نیز از ورود به این درگیری خودداری کنند.
در این روایت تأکید شده است که پاکستان از یکسو دارای همکاریهای راهبردی دفاعی با عربستان سعودی و از سوی دیگر دارای روابط دیرینه و قابل اعتماد با ایران بود. همچنین ادعا میشود که اسلامآباد ضمن محکوم کردن حملات علیه ایران، بهصورت غیرعلنی به مقامهای ایرانی اطمینان داد که از خاک عربستان برای حمله به ایران استفاده نخواهد شد و بدین ترتیب از بروز سوءتفاهم میان کشورهای اسلامی جلوگیری کرد.
توافق اسلامآباد
بر اساس این ادعاها، برای حل بحران، در ۲۹ مارس نشست چهارجانبهای با حضور وزیران امور خارجهٔ پاکستان، ترکیه، عربستان سعودی و مصر در اسلامآباد برگزار شد. در این روایت گفته میشود که به رهبری جنرال عاصم منیر و نخستوزیر شهباز شریف، این تلاشهای دیپلماتیک به برقراری آتشبس انجامید.
همچنین آمده است که در نخستین دور مذاکرات اسلامآباد، یک نقشهٔ راه ۴۵ روزه ارائه شد که شامل برقراری فوری آتشبس و بازگشایی تدریجی تنگهٔ هرمز بود. این روایت مدعی است که ایالات متحده پیش از پایان مهلت تعیینشدهٔ نظامی خود با آتشبس موافقت کرد و سپس روند رسمی صلح تحت عنوان «یادداشت تفاهم اسلامآباد» آغاز شد که به حفظ حاکمیت لبنان نیز کمک کرد.
موضع پاکستان
در ادامهٔ این روایت آمده است که پس از برقراری آتشبس، واشنگتن پیشنهاد گسترش توافقهای ابراهیم را مطرح کرد و از پاکستان، عربستان سعودی، قطر، ترکیه، مصر و اردن خواست روابط خود را با اسرائیل عادیسازی کنند.
با این حال، بر اساس این ادعاها، پاکستان این پیشنهاد را رد کرد و بر موضع سنتی و اصولی خود دربارهٔ مسئلهٔ فلسطین تأکید ورزید. در پایان نیز ادعا شده است که این موفقیت مشترک دیپلماتیک، کشورهای خاورمیانه را از سرنوشتی مشابه سوریه حفظ کرد و به ایجاد توازن پایدار در منطقه انجامید.