اسلامآباد: کنفرانسهایی که در ۲۷ مارچ در اروپا دربارهٔ بلوچستان برگزار شد، بار دیگر این بحث را برانگیخت که آیا اینگونه پلتفرمها برای ترویج حقوق بشر استفاده میشوند یا برای پیشبرد اجندای خاص سیاسی. سخنرانیهایی که در این رویدادها ارائه شد، روایتی منظم و مفصل علیه پاکستان را مطرح کرد و حقایق تاریخی، مسائل حقوق بشر و مواضع سیاسی را از زاویهای گزینشی به تصویر کشید؛ بهگونهای که تصویری ناقص و تحریفشده به جهان ارائه گردید.
با این حال، بررسی دقیق این اظهارات نشان میدهد که این سخنرانیها نهتنها یکجانبه بوده، بلکه در تلاش برای تقویت یک اجندای خاص، چندین واقعیت مهم را نیز نادیده گرفتهاند.
دکتر نسیم بلوچ: روایت «۷۸ سال اشغال»
دکتر نسیم بلوچ، رئیس «جنبش ملی بلوچ»، در سخنرانی خود ادعا کرد که بلوچستان در «۷۸ سال گذشته یک سرزمین اشغالشده» بوده و «نسلکشی» در آنجا جریان دارد. او گفت که منابع بلوچستان تصرف شده و مردم آن از حقوق اساسی محروم گردیدهاند. وی از سازمان ملل متحد خواست تا در مورد نقض ادعایی حقوق بشر در بلوچستان تحقیق کرده و پاکستان را پاسخگو قرار دهد.
کارشناسان این روایت را رد کرده و توضیح میدهند که الحاق دولت کلات به پاکستان از طریق یک روند رسمی، قانونی و مبتنی بر قانون اساسی صورت گرفته است؛ روندی که بدون اجبار یا خشونت و با مشارکت رهبری محلی، شاهی جرگه و نهادهای نمایندگی انجام شده است. توصیف این روند بهعنوان «اشغال» تحریف واقعیتهای تاریخی دانسته میشود. افزون بر این، پروژههای جاری توسعهای، نمایندگی سیاسی و خودمختاری ایالتی در بلوچستان، ادعای محرومیت کامل را نیز نقض میکند.
آنا لورِنا دلاگیدیو: موضوع ناپدیدشدنهای اجباری
آنا لورِنا دلاگیدیو در سخنرانی خود ادعا کرد که موارد ناپدیدشدنهای اجباری و قتلهای فراقضایی در بلوچستان افزایش یافته و نهادهای مختلف وابسته به سازمان ملل نیز در این زمینه شکایاتی را به پاکستان ارسال کردهاند. او اظهار داشت که هزاران مورد گزارش شده که بسیاری از آنها مربوط به بلوچستان است، در حالیکه خانوادههای قربانیان از دستیابی به عدالت و اطلاعات محروم هستند. به گفتهٔ وی، این رویدادها نقض جدی حقوق بشر محسوب میشود و بسیاری از موارد نیز به دلیل ترس و فشار گزارش نمیگردد.
با این حال، تحلیلگران این دیدگاه را یکجانبه و نامتوازن میدانند. حضور یک چهره مرتبط با سازمان ملل در رویدادی که توسط گروههایی مانند «جنبش ملی بلوچ» برگزار شده، پرسشهایی دربارهٔ بیطرفی مطرح میکند. افزون بر این، ارائهٔ «نامههای مبتنی بر ادعا» بهعنوان شواهد نهایی مناسب دانسته نمیشود، در حالیکه پاکستان از قبل یک کمیسیون فعال برای رسیدگی به این موارد دارد و در چندین قضیه پیشرفتهایی نیز گزارش شده است. کارشناسان همچنان تأکید میکنند که نادیدهگرفتن تروریزم، چالشهای امنیتی و نقش گروههای مسلح در حالیکه تنها یک بُعد برجسته میشود، تصویر واقعی را تحریف میکند. سازمان ملل متحد پیشتر حاکمیت پاکستان را به رسمیت شناخته است.
مارسی مونجه کانو: درخواست برای حق تعیین سرنوشت
مارسی مونجه کانو در سخنان خود بلوچستان و سند را «ملتهای بدون نمایندگی» توصیف کرد و ادعا نمود که این مناطق از روندهای تصمیمگیری در سطح ملی و بینالمللی کنار گذاشته شدهاند. او اظهار داشت که «محرومیت از حق تعیین سرنوشت، ریشهٔ اصلی نقض حقوق بشر است» و مسائلی مانند بهرهبرداری از منابع، حاشیهرانی فرهنگی و حذف سیاسی در بلوچستان را مطرح کرد. به گفتهٔ وی، نظام کنونی جهانی مبتنی بر دولتها است و به چنین جوامعی نمایندگی کافی نمیدهد که در نتیجه به بیعدالتی ساختاری منجر میشود.
با این حال، تحلیلگران این دیدگاه را یکجانبه و دور از واقعیت میدانند. بلوچستان یک ایالت قانونی پاکستان است که دارای نمایندگی انتخابی، خودمختاری ایالتی و سازوکارهای حفاظت فرهنگی میباشد؛ بنابراین، ادعای «نبود نمایندگی» دقیق تلقی نمیشود. افزون بر این، شماری از افرادی که بهعنوان «افراد ناپدیدشده» معرفی شدهاند، بعداً مشخص شده که با گروههای مسلح مرتبط بوده یا کشور را ترک کردهاند؛ موضوعی که اغلب نادیده گرفته میشود. کارشناسان همچنین میگویند اینگونه اظهارات نشاندهندهٔ معیارهای دوگانه است، زیرا مسائل بلوچستان برجستهسازی میشود در حالیکه نقضهای مستند حقوق بشر در کشمیر نادیده گرفته میشود.
سازمان ملل متحد پیشتر حاکمیت پاکستان را تأیید کرده و چنین اظهاراتی بهگونهٔ غیرمستقیم روایت گروههای ممنوعه مانند «جنبش ملی بلوچ» را تقویت میکند؛ گروهی که گفته میشود با سازمانهایی چون «ارتش آزادیبخش بلوچستان (BLA)» و «جبهه آزادیبخش بلوچستان (BLF)» ارتباط دارد.
دکتر عایشه صدیقه: انتقاد از ساختار دولت
دکتر عایشه صدیقه در اظهارات خود از ساختار نظامی و سیاسی پاکستان انتقاد کرده و مطرح نمود که ریشهٔ مشکلات در بلوچستان در سیاستهای دولتی نهفته است.
با این حال، تحلیلگران استدلال میکنند که این دیدگاه چالشهای امنیتی، تروریزم و مداخلات خارجی را نادیده میگیرد. به گفتهٔ آنان، عملیاتهای امنیتی در بلوچستان با هدف سرکوب سیاسی انجام نمیشود، بلکه برای از بین بردن شبکههای تروریستی و حفاظت از غیرنظامیان صورت میگیرد.
منظور پشتین و سایر سخنرانان: روایت مشترک
منظور پشتین، دکتر هدایت بوتو، دکتر نصیر دشتی و دیگران موضوعات مشابهی را تکرار کردند، از جمله ادعاهایی دربارهٔ سرکوب دولتی، حاشیهرانی سیاسی و نقض حقوق بشر.
سخنرانان بینالمللی مانند اندی ورماوت و گری کارترایت نیز تلاش کردند این اظهارات را در محافل اروپایی برجسته سازند که نشان میدهد این موضوع صرفاً یک مسئلهٔ داخلی نیست، بلکه بخشی از یک تلاش گسترده برای روایتسازی در سطح بینالمللی به شمار میرود. همچنین «جنبش تحفظ پشتون (PTM)» متهم است که بهجای استفاده از مجاری حقوقی و سیاسی داخلی، مسائل سیاسی داخلی را برای کسب امتیاز سیاسی در پلتفرمهای جهانی مطرح میکند.
پرسش کلیدی: چه چیزی عمداً نادیده گرفته شد؟
یکی از جنبههای مهمی که بهطور چشمگیر در این بحثها نادیده گرفته شد، موضوع تروریزم بود؛ مسئلهای که در بسیاری از مشکلات نقش اساسی دارد. فعالیتهای گروههایی مانند «ارتش آزادیبخش بلوچستان (BLA)»، «جبهه آزادیبخش بلوچستان (BLF)» و سایر سازمانهای مسلح — که غیرنظامیان، کارگران و پروژههای توسعهای را هدف قرار میدهند — بهندرت مورد اشاره قرار گرفت.
موضع پاکستان: واقعیتها چه میگویند؟
موضع رسمی پاکستان این است که بلوچستان یک ایالت قانونی و بخشی از ساختار قانون اساسی کشور است که در آن روندهای سیاسی جاری بوده و نمایندگی فعال وجود دارد. ابتکارات بزرگ توسعهای مانند کریدور اقتصادی چین–پاکستان (CPEC)، بهبود زیرساختها و فعالیتهای اقتصادی، نشاندهندهٔ تعهد دولت به توسعه میباشد.
افزون بر این، سازمانهای تروریستی که گفته میشود از حمایت خارجی برخوردارند، همچنان صلح منطقهای را تهدید میکنند. نادیدهگرفتن این عوامل و تمرکز تنها بر یک بُعد، باعث تحریف واقعیت میشود.
روایتسازی یا اجندای سیاسی؟
به گفتهٔ تحلیلگران، این کنفرانسها بخشی از یک کارزار هماهنگ اطلاعاتی است که در آن اجنداهای سیاسی زیر پوشش حقوق بشر ترویج میشود. چنین بازیگرانی از پلتفرمهای بینالمللی برای زیر سؤال بردن مسائل داخلی پاکستان و دامنزدن به اختلافات داخلی استفاده میکنند.
هدف آنان تنها ایجاد فشار بینالمللی نیست، بلکه بیثباتسازی در داخل پاکستان برای دستیابی به منافع مشخص نیز میباشد.
نبرد روایتها
این کنفرانسها در اروپا نشان داده است که موضوع بلوچستان دیگر صرفاً یک واقعیت میدانی نیست، بلکه بخشی از یک تقابل گستردهٔ روایتی به شمار میرود.
در حالیکه ادعاهای سخنرانان مطرح است، نادیدهگرفتن واقعیتهای تاریخی، جایگاه قانون اساسی و زمینهٔ امنیتی، تصویر کاملی ارائه نمیدهد.
در این چارچوب، پاکستان باید یک راهبرد مؤثر نهتنها در سطح دیپلماتیک، بلکه در جبههٔ اطلاعاتی نیز اتخاذ کند تا حقیقت را بهگونهٔ روشن در سطح جهانی ارائه کرده و به هرگونه روایت گمراهکننده، بهموقع و قاطع پاسخ دهد.