دستتان را روی قلبتان بگذارید و بگویید: آیا کشوری که ۲۲ هزار نفر از افسران بوروکراسی آن تابعیت دوگانه دارند، میتواند اقتصاد سالمی داشته باشد؟ کشوری که ۲۲ هزار تصمیمگیرندهاش در انتظار بازنشستگی هستند تا به «وطن» دوم خود نقل مکان کنند و حتی ماندن در پاکستان را هم قابلتحمل نمیدانند، چگونه ممکن است با تصمیمهای آنان اقتصادش اصلاح شود؟