یک بعدازظهر آفتابی سهشنبه در درهٔ بایساران. گردشگران بر اسبهای کوچک. جنگلهای کاج و یالهای پوشیده از برف. سپس، در ۲۲ آوریل ۲۰۲۵، مردان مسلح از جنگلهای اطراف بیرون آمدند و به سوی گردشگران نزدیک پاهلگام در جامو و کشمیرِ هند آتش گشودند و ۲۶ غیرنظامی را کشتند؛ حملهای که به مرگبارترین حمله به غیرنظامیان هندی از زمان حملات بمبئی در سال ۲۰۰۸ تبدیل شد. بیش از ۲۰ نفر دیگر نیز زخمی شدند. وحشت بایساران واقعی بود و اندوه در سراسر منطقه صادقانه احساس میشد. اما آنچه در راهروهای قدرت در دهلینو رخ داد، چیز دیگری بود. در عرض دو هفته، جنوب آسیا در آستانهٔ جنگی آشکار میان دو قدرت هستهای قرار گرفت، و مسیر از یک چمنزار در کشمیر تا حملات موشکی به شهرهای پاکستان، بهطور کامل از سلسلهای از تصمیمات گذشت که شواهد، دیپلماسی و ابتداییترین اصول پاسخگویی را نادیده گرفتند.
اتهامی بدون بار اثبات
هند پس از این حمله با سرعتی چشمگیر اقدام کرد، اما این شتاب بیشتر صرف اتهامزنی شد تا تحقیق. هند پاکستان را به حمایت از مهاجمان متهم کرد. پاکستان هرگونه دخالت را رد کرد و خواستار انجام یک تحقیق بینالمللی مستقل و بیطرف درباره این حادثه شد. این پیشنهاد از سوی کشورهایی چون ترکیه، چین و مالزی مورد حمایت قرار گرفت. هند آن را بهطور کامل رد کرد. در نخستین سالگرد این حمله، عطاالله تارر، وزیر اطلاعرسانی پاکستان، اعلام کرد که هند هنوز هیچ مدرک معتبری برای ادعاهای خود ارائه نکرده و از هرگونه درخواست جدی برای تحقیق بیطرفانه طفره رفته است. گویی حکم پیش از آغاز هرگونه تحقیق صادر شده بود.
مجازات پیش از صدور حکم
در ۲۳ آوریل ۲۰۲۵، تنها یک روز پس از حملهٔ پاهلگام، هند معاهدهٔ آبهای سند (۱۹۶۰) را به حالت تعلیق درآورد؛ توافقی که سه جنگ و دههها خصومت دوجانبه را پشت سر گذاشته بود، بدون آنکه هیچگاه بهطور جدی از سوی طرفین زیر سؤال برود. هند همچنین دیپلماتهای پاکستانی را اخراج کرد، کارکنان خود را فراخواند، خدمات ویزا را قطع کرد و گذرگاه مرزی واگه-اتاری را بست. آمیت شاه، وزیر کشور هند، اعلام کرد که این معاهده هرگز احیا نخواهد شد و آب به نفع استفاده داخلی هند منحرف خواهد شد. دادگاه دائمی داوری بعداً حکم داد که این معاهده همچنان از نظر حقوقی الزامآور است. هند این حکم را رد کرد و در روند رسیدگی شرکت نکرد. اینها اقدامات دولتی بود که گویی از پیش حکم را صادر کرده و اکنون در حال اجرای آن بود.
هفتههای میان آوریل تا جنگ
بین ۲۴ آوریل تا ۶ مه، نیروهای پاکستان و هند در امتداد خط کنترل به تبادل آتش و گلولهباران توپخانهای پرداختند. کانالهای دیپلماتیک یکی پس از دیگری بسته میشدند. فضایی که هند ایجاد کرده بود—یعنی قطعیت درباره گناهکار بودن پاکستان و فوریت در پاسخ—جایی اندک برای کاهش تنش باقی گذاشته بود. در ساعات اولیهٔ ۷ مه، حملات موشکی هند شش شهر در پنجاب و کشمیر آزاد را هدف قرار داد که به تخریب یک مسجد و کشته شدن دهها غیرنظامی، از جمله زنان، کودکان و سالمندان انجامید. پاکستان این اقدام را اعلان جنگ خواند و وعده داد در زمان و مکانی که خود تعیین کند پاسخ خواهد داد. سه روز بعد، عملیات «بنیانٌ مرصوص» نقشهٔ راهبردی جنوب آسیا را دگرگون کرد.
درهای که سزاوار سرنوشتی بهتر بود
۲۶ نفری که در درهٔ بایساران کشته شدند، شایستهٔ عدالت بودند. خانوادههایشان سزاوار پاسخ بودند. یک تحقیق شفاف و معتبر—همان چیزی که پاکستان پیشنهاد داد و هند رد کرد—تنها مسیری بود که میتوانست هر دو هدف را تأمین کند. اما در عوض، حملهٔ پاهلگام پیش از آنکه خونها خشک شود، به بهانهای تبدیل شد.
یک سال بعد، در حالی که پاکستان «یومِ معرکهٔ حق» را گرامی میدارد، مهمترین واقعیت دربارهٔ ۲۲ آوریل همچنان این است: کشوری که خود را طرف آسیبدیده معرفی میکرد، همان کشوری بود که بیش از همه مصمم بود تا هیچکس نگاه دقیقی به آنچه واقعاً رخ داد نیندازد.