: خبر عاجل

وزارت خارجه ایران تأیید کرده است که مذاکرات غیرمستقیم و تبادل پیشنهادها با آمریکا با میانجی‌گری پاکستان جریان دارد۔
پاکستان روند اخراج اجباری مهاجرین افغان را شدت بخشیده است؛ به‌گونه‌ای که روز گذشته ۵ هزار و ۳۶۳ شهروند افغان از طریق گذرگاه‌های تورخم و اسپین بولدک به افغانستان بازگردانده شدند۔
پاکستان بارها بر حمایت کامل خود از حقوق مشروع ملت فلسطین تأکید کرده است؛ از جمله ایجاد یک دولت مستقل و دارای حاکمیت فلسطینی بر مرزهای سال ۱۹۶۷ با قدس شریف به‌عنوان پایتخت آن.
بر اساس گزارش محرمانه اتحادیه اروپا، افغانستان تحت حاکمیت رژیم طالبان به مرکز تروریزم فرامرزی و افراط‌گرایی دیجیتالی تبدیل شده است؛ جایی که داعش خراسان اکنون به یکی از جدی‌ترین تهدیدها برای تمام اروپا بدل شده است۔
دخالت جنگجویان افغان در حمله باجور و گزارش محرمانه افشاشده اتحادیه اروپا ثابت کرده است که افغانستان تحت سایه حاکمیت طالبان، در حال حاضر نه تنها صلح جنوب آسیا را مانند موریانه از درون نابود می‌کند۔
قضیه سایفر اگرچه نشان‌دهنده زبان غیردیپلماتیک و فشار آمریکا بود، اما شواهد و واقعیت‌های پارلمانی ناشی از جدایی احزاب ائتلافی ثابت می‌کند که حکومت عمران خان نه در نتیجه یک توطئه خارجی، بلکه به دلیل بحران داخلیِ از دست دادن اکثریت عددی، از راه قانونی و مطابق قانون اساسی پایان یافت۔

از ترس تا محرومیت؛ روایت دردناک یک نسل از آموزش در افغانستان

از ترس تا محرومیت؛ روایت یک محصل از دانشگاه کابل
صحنه‌ای صنف پس از حمله مسلحانه به دانشگاه کابل

صحنه‌ای از هرج‌ومرج صنف پس از حمله مسلحانه به دانشگاه کابل که نشان‌دهنده ترس و بی‌ثباتی است

May 5, 2026

نویسنده: مریم خاموش

اینجانب مریم خاموش، محصل ماستری ادبیات دری، عضو اتحادیه محصلان پوهنتون کابل و عضو فعال انجمن‌های ادبی و علمی، این روایت را به‌عنوان بخشی از تجربه‌ی شخصی و درد مشترک یک نسل بازگو می‌کنم

در یکی از روزها، طبق معمول در صنف نشسته بودیم. ساعت چهارم درسی بود و استاد مشغول تدریس بود که ناگهان یکی از محصلین با عجله دروازه را باز کرد و بدون مقدمه گفت
«هرچه زودتر صنف‌ها را تخلیه کنید! از دروازه‌ی انجینیری خارج شوید! افراد مسلح و انتحاری وارد دانشگاه شده‌اند!»

فضای صنف در یک لحظه تغییر کرد. همه شوکه شده بودیم. با دست‌های لرزان وسایل خود را جمع کردیم و از صنف خارج شدیم. در راهروهای دانشکده و دانشگاه هرج‌ومرج حاکم بود. دانشجویان هراسان به هر سو می‌دویدند تا راهی برای خروج پیدا کنند

من هم با عجله به سوی دروازه‌ی انجینیری راه افتادم و موفق شدم از دانشگاه خارج شوم. چند لحظه بعد، دروازه‌ها به روی دانشجویان بسته شد و افراد مسلح تمام راه‌های خروجی را محاصره کردند. صدای وحشتناک فیر، فضا را پر کرده بود. افرادی که داخل مانده بودند، دیگر راهی برای خروج نداشتند. برخی دانشجویان برای نجات جان خود از دیوارها بالا رفتند و برخی دیگر از طبقات دوم و سوم پایین پریدند

راه‌ها با ترافیک سنگین مسدود شده بود و هیچ وسیله‌ای برای رفت‌وآمد پیدا نمی‌شد. ناچار شدیم پیاده راه بیفتیم. تا حوالی سینمای پامیر پیاده رفتیم

سیگنال‌ها نیز برای مدتی قطع شده بود و امکان تماس با خانواده وجود نداشت. وقتی از محل دور شدیم و سیگنال‌ها برگشت، اولین کاری که کردیم این بود که به خانواده‌ها خبر بدهیم. تنها جمله‌ای که توان گفتنش را داشتیم این بود
«ما خوب هستیم.»

وقتی به خانه رسیدیم، هنوز در شوک بودیم. تماس‌ها از طرف دوستان و آشنایان ادامه داشت. تنها چیزی که روشن بود، این بود که به‌گونه‌ای معجزه‌آسا نجات یافته بودیم

بعدها، از طریق رسانه‌ها و شاهدان عینی اطلاع یافتیم که ده‌ها دانشجو کشته و صدها نفر زخمی شده‌اند. تعدادی نیز گروگان گرفته شده بودند و برخی دیگر در تلاش برای فرار، از طبقات بالا خود را پایین انداخته و جان باخته بودند

چند روزی دانشگاه تعطیل شد؛ اما حتی پس از بازگشایی، ترس از بین نرفته بود. بازگشت به صنف‌ها آسان نبود. با این حال، تصمیم گرفتیم ادامه دهیم؛ نه از این‌رو که ترسی نداشتیم، بلکه نمی‌خواستیم آینده‌ی خود را از دست بدهیم

اما این مسیر دشوار فراگیری دانش دوام نیاورد. با روی کار آمدن طالبان، دروازه‌های دانشگاه‌ها به روی ما بسته شد؛ جایی که برای رسیدن به آن جنگیده بودیم، جایی که از ترس و مرگ عبور کرده بودیم تا در آن بمانیم—دیگر برای ما جایی نداشت

تمام آن زحمت‌ها…
تمام آن روزهایی که با ترس رفتیم و نایستادیم…
همه در یک لحظه بی‌معنا شد

این‌بار صدای فیر نبود؛ اما سکوتی بود دردناک‌تر از هر صد

ما با این محرومیت، برای همیشه از تحصیل کنار زده شدیم

این روایت، تنها یک خاطره نیست؛ بلکه داستان نسلی است که با ترس جنگید و به محرومیت رسید

محروم‌سازی از آموزش—به‌ویژه برای بانوان—نقض آشکار یک حق انسانی است. پیامدهای این محدودیت تنها به امروز ختم نمی‌شود؛ بلکه نسلی با فرصت‌های از دست‌رفته، فقر گسترده‌تر و جامعه‌ای عقب‌مانده شکل خواهد گرفت

زنانی که از آموزش محروم شوند، از استقلال، آگاهی و نقش فعال در جامعه نیز باز خواهند ماند. این مسئله تنها به خود زنان محدود نمی‌شود؛ زنی که از آموزش محروم باشد، آینده‌ی جامعه‌اش نیز تضعیف می‌شود. چگونه می‌توان انتظار داشت نسلی آگاه، سالم و توانمند تربیه شود؟

مادری که به دانش دسترسی نداشته باشد، ناخواسته چرخه‌ای از ناآگاهی را به نسل بعد منتقل می‌کند؛ چرخه‌ای که فقر، وابستگی و محدودیت را تداوم می‌بخشد و راه پیشرفت جامعه را مسدود می‌سازد

جامعه‌ی جهانی بارها این محرومیت را محکوم کرده است؛ اما این محکومیت‌ها تاکنون اثر عملی و ملموسی در تغییر وضعیت نداشته‌اند

مسئولیت جامعه‌ی جهانی تنها در حد ابراز نگرانی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه نیازمند توجه جدی‌تر، اقدام عملی و تأکید مستمر بر حق آموزش است
باید از هر ابزار ممکن—از دیپلماسی تا فشارهای بین‌المللی—استفاده شود تا دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها دوباره به روی زنان گشوده شود.

یک نظر بدهید

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *