: خبر عاجل

رئیس‌جمهور ایران، مسعود پزشکیان در یک سفر یک‌روزه وارد اسلام‌آباد شد، جایی که مقامات عالی‌رتبه از او استقبال کردند
کمیتهٔ همبستگی بلوچ (بی‌وای‌سی) اعلام کرده بود که فردی به نام یوسف مفقود است، اما او در واقع از عناصر فعال «فتنهٔ هندستان» به‌عنوان یک گروه نیابتی هند بود
پاکستان ادعاهای رسانه «المرصاد» تحت کنترل حکومت افغانستان درباره وجود پایگاه‌های ادعایی داعش در خیبر و پشاور را به‌طور کامل رد کرده است
در منطقه جیرکِ پنجگور، نیروهای امنیتی در یک عملیات، مقدار زیادی سلاح سنگین و مواد انفجاری را کشف و ضبط کرده و یک طرح بزرگ تروریستی را خنثی کردند
در شورای امنیت سازمان ملل متحد، پاکستان با ابراز نگرانی نسبت به تنش در اوکراین، خواستار آتش‌بس فوری، ازسرگیری مذاکرات با میانجی‌گری آمریکا و حفاظت از غیرنظامیان شده است
در ولایت بدخشان افغانستان، طالبان به اتهام حمایت از اقوام ترک‌تبار و ابراز همبستگی با اعتراضات هرات، مسعود تیمور، یک فعال فرهنگی ازبک‌تبار را بازداشت کرده‌اند

گفتمان سیاسی افغانستان به‌سوی واقع‌گرایی درباره خط دیورند در حال تغییر است، در حالی که سیاست‌های احساسی رو به افول می‌رود.

گفتمان سیاسی افغانستان به‌سوی واقع‌گرایی درباره خط دیورند در حال تغییر است؛ تغییری که نشان‌دهنده کاهش سیاست‌ورزی احساسی و تمرکز بیشتر بر ثبات است.
گفتمان سیاسی افغانستان به‌سوی واقع‌گرایی درباره خط دیورند در حال تغییر است، در حالی که سیاست‌های احساسی رو به افول می‌رود

تحول در گفتمان سیاسی افغانستان نشان‌دهنده پذیرش روزافزون خط دیورند و تمرکز بیشتر بر ثبات منطقه‌ای است

April 23, 2026

تاریخ هرگز ثابت نمی‌ماند؛ بلکه با گذشت زمان و تغییر واقعیت‌ها دگرگون می‌شود. مرز میان پاکستان و افغانستان که به‌طور گسترده با نام خط دیورند شناخته می‌شود، برای دهه‌ها تحت تأثیر سیاست‌های احساسی، ملی‌گرایی قومی و بی‌اعتمادی راهبردی قرار داشته است. با این حال، تحولات اخیر نشان‌دهنده تغییر قابل توجهی در گفتمان سیاسی افغانستان است؛ تغییری که بسیاری آن را نقطه عطفی دیرهنگام می‌دانند. دیدگاه‌هایی که زمانی در محافل سیاسی کابل غیرقابل تردید تلقی می‌شد، اکنون به‌طور فزاینده‌ای از سوی روشنفکران افغان و چهره‌های ارشد سیاسی مورد پرسش قرار می‌گیرد.

واقع‌گرایی نوظهور

در حالی که برخی چهره‌ها در میان طالبان، مانند نورالله نوری، هنوز توافق‌نامه ۱۸۹۳ را «مرزی سیم‌خارداری» و «تحمیلی استعماری» توصیف می‌کنند، بخش رو به رشدی از رهبری افغانستان به‌سوی پذیرش واقعیت‌های موجود حرکت می‌کند.

چهره‌های برجسته‌ای مانند محمد محقق، مجیب‌الرحمن رحیمی، عزیز آریانفر و عبدالمنان شیوا شرق مواضعی اتخاذ کرده‌اند که بازتاب‌دهنده تحول گسترده‌تری در گفتمان سیاسی افغانستان است؛ تحولی که فرضیات دیرینه را به چالش می‌کشد و خواهان تعامل عمل‌گرایانه است.

بیانیه راهبردی مرکز پالیسی هزاره

بیانیه اخیر مرکز پالیسی جامعه هزاره چیزی فراتر از یک موضع‌گیری معمولی است؛ این بیانیه نشان‌دهنده تغییری ساختاری و راهبردی است. این نهاد، خط دیورند را واقعیتی تثبیت‌شده بر پایه «اسناد معتبر تاریخی و حقوق بین‌الملل» توصیف کرده و مستقیماً رویکردهای احساسی و عوام‌گرایانه‌ای را که دهه‌ها بر فضای عمومی افغانستان حاکم بوده‌اند، به چالش کشیده است.

این مرکز با تأکید بر اینکه «پنهان کردن حقیقت به بی‌ثباتی دامن می‌زند» روند رو به رشد فکری‌ای را تقویت کرده که واقع‌گرایی را بر شعار ترجیح می‌دهد.

پایان بحث پشتونستان

یکی از مهم‌ترین تحولات، اذعان مجیب‌الرحمن رحیمی به این موضوع است که مفهوم «پشتونستان» دیگر یک مطالبه ملی محسوب نمی‌شود. این امر نشانه تغییر بزرگی در گفتمان سیاسی افغانستان است؛ زیرا به نظر می‌رسد گروه‌های قومی مختلف از جمله تاجیک‌ها، هزاره‌ها، ازبک‌ها و بخشی از نخبگان پشتون، بیش از پیش بر ضرورت عبور از منازعات تاریخی هم‌نظر شده‌اند.

همچنین انتقاد از رهبران گذشته شدت گرفته و برخی معتقدند تنش میان اسلام‌آباد و کابل بارها برای منافع سیاسی مورد استفاده قرار گرفته، نه برای پیشرفت ملی.

یک تحول تعیین‌کننده

پاکستان همواره تأکید کرده است که خط دیورند یک مرز به‌رسمیت‌شناخته‌شده بین‌المللی است و این موضع را از طریق تدابیر گسترده مدیریت مرزی تقویت کرده است. اکنون که گفتمان سیاسی در حال تحول افغانستان نیز بازتاب‌دهنده همین واقع‌گرایی است، این امر نشان می‌دهد که تمایل به تغییر مرزهای تثبیت‌شده به‌تدریج در حال کاهش است.

در مقابل، ادامه مواضع تندروانه از سوی افرادی چون نورالله نوری بیش از پیش منزوی به نظر می‌رسد، به‌ویژه در شرایطی که خواست احترام به مرزهای بین‌المللی در جامعه افغانستان رو به گسترش است.

نتیجه‌گیری

خط دیورند اکنون تنها یک مرز جغرافیایی نیست؛ بلکه نمادی از شکاف میان سیاست احساسی و حکمرانی عمل‌گرایانه است. ثبات آینده افغانستان ممکن است به این بستگی داشته باشد که تا چه اندازه این گفتمان سیاسی نوظهور را بپذیرد؛ گفتمانی که بر شفافیت حقوقی، همکاری منطقه‌ای و انسجام داخلی تأکید دارد.

موضع پاکستان در این زمینه همواره ثابت و مبتنی بر هنجارهای بین‌المللی بوده است. اکنون پرسش اصلی این است که آیا کابل با این واقع‌گرایی نوظهور همسو خواهد شد یا همچنان به مواضع گذشته پایبند می‌ماند.

ثبات پایدار منطقه‌ای نه با شعار، بلکه با احترام به مرزهای بین‌المللی و همزیستی مسالمت‌آمیز به دست می‌آید. این تغییر در گفتمان سیاسی افغانستان، هرچند تدریجی، می‌تواند گامی مهم به‌سوی صلح پایدار باشد.

یک نظر بدهید

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *