فرض کنید سرزمینی را که در آن، یک حزب برای سومین بار به قدرت رسیده است؛ نخست در سال ۲۰۱۳، بار دوم در سال ۲۰۱۸ و برای سومین بار در سال ۲۰۲۴.
منطق معمول میگوید اگر مردم سه بار به یک حزب فرصت دادهاند، حتماً آن حزب کاری کرده که دل مردم را به دست آورده است. باید جادهها ساخته شده باشد، مکاتب رونق گرفته باشند، در شفاخانهها دارو موجود باشد و برای جوانان زمینه کار فراهم شده باشد. اینجا همان سرزمین خیبر پختونخوا است. اما اگر واقعیتهای میدانی را بررسی کنیم، تصویر متفاوتی به دست میآید.
در ۱۵ اکتوبر ۲۰۲۵، زمانی که سهیل آفریدی بهعنوان وزیر اعلیٰ خیبر پختونخوا سوگند یاد کرد، عمران خان برای او پیامی فرستاد: «تو بازیکن آغازین من هستی، با اعتماد بازی کن.» در زبان کریکت، وظیفه بازیکن آغازین، امتیازگیری و پیروز کردن تیم است. پرسش این است که پس از ده ماه، سهیل آفریدی برای چه کسی امتیاز جمع کرده است؛ برای استان یا برای یک بازی دیگر؟
آغاز کار، از همان ابتدا در محور سیاست
آغاز حکومت پرتنش بود. علی امین گنڈاپور، وزیر اعلیٰ پیشین، به دستور عمران خان استعفا داد و بر اساس همان دستور، آفریدی بهعنوان جانشین او تعیین شد. اپوزیسیون این روند را غیرقانونی خواند و نشست اسمبلی را تحریم کرد.
در نخستین نشست بزرگ دولتی، او افزایش تروریسم در استان را ناشی از سیاستهای ناکارآمد حکومت فدرال دانست. چند روز بعد در تیمرگره جرگه برگزار کرد و سپس عملیاتهای امنیتی را «جنایت جنگی» خواند. در ۸ نوامبر نیز اظهارات او درباره نیروهای امنیتی در بیرون زندان اڈیاله با واکنش و محکومیت شدید سیاستمداران، رهبران مذهبی و خبرنگاران روبهرو شد.
در ۲۷ دسامبر ۲۰۲۵، او برای یک سفر سهروزه به لاهور رفت که بخش عمده زمان آن به دیدار با خانوادههای رهبران زندانی تحریک انصاف، از جمله اعجاز چودری، داکتر یاسمین راشد و شاه محمود قریشی، اختصاص یافت. در همین مدت، هنگام بازدید او از اسمبلی پنجاب، درگیریهایی میان کاروان او و نیروهای امنیتی و همچنین مشاجره با خبرنگاران گزارش شد.
تصور کنید: سه روز، یک رهبر منتخب یک استان در استان دیگر حضور دارد و درگیر مسائل سیاسی حزب خود است.
همان پوسته بازرسی، همان داستان
در ۱۳ آگست ۲۰۲۶، بار دیگر صحنه مشابهی تکرار شد. پولیس در جاده اڈیاله، زمانی که او برای دیدار با عمران خان میرفت، او را متوقف کرد. همان روز، او برای ساعت ۱۰ شب در سراسر کشور فراخوان اعتراض داد و چند روز بعد، برای ۲۷ سپتامبر راهپیمایی بزرگ از پشاور به اسلامآباد را اعلام کرد.
به گفته خودش، نخستین خواست این راهپیمایی آزادی عمران خان بود. او گفته است: «در حال حاضر تمرکز من روی اعتراض ۲۷ سپتامبر است.»
یک پرسش جدی
در همان دورهای که این فعالیتهای سیاسی ادامه داشت، گزارشهایی درباره افزایش قابل توجه هزینه پروژه دسترسی روستایی خیبر پختونخوا، که با حمایت مالی بانک جهانی اجرا میشود، منتشر شد. هزینه این پروژه از ۶۹ میلیارد روپیه تصویبشده در ابتدا، به ۱۱۲ میلیارد روپیه افزایش یافته است.
در بررسیهای ابتدایی، گزارشهایی درباره بینظمی، نقض روندهای قانونی و واگذاری قراردادها با قیمت بالاتر از نرخهای تعیینشده منتشر شد. همچنین نگرانیهایی درباره احتمال وارد شدن بیش از ۱۰ میلیارد روپیه خسارت به خزانه ملی مطرح شده است.
شهزاد نصیر، مدیر این پروژه، این اتهامات را رد کرده و گفته است افزایش هزینهها به دلیل تغییر در دامنه پروژه، تورم و کاهش ارزش روپیه بوده و تمام قراردادها مطابق با تأیید بانک جهانی و بهصورت شفاف واگذار شدهاند. این موضوع همچنان در حال بررسی است و نتیجه نهایی آن هنوز مشخص نشده است.
نکته قابل توجه این است که با وجود چنین اتهامات مالی بزرگی، هیچ نشست خبری جداگانه و مفصلی با همان شدتی که درباره دیدارهای زندان و مسائل سیاسی برگزار میشد، برگزار نشد.
آیا این جایگزینی برای حکومتداری است؟
اگر ده ماه گذشته را با دقت بررسی کنیم، یک الگوی روشن دیده میشود: ابزار اصلی برای حل مسائل، نه مذاکره و سیاستگذاری، بلکه اعتراض، تحصن و بستن جادهها بوده است.
از دید تحلیلگران، پرسش این است: وقتی رئیس یک حکومت منتخب ایالتی انرژی خود را صرف رهبری یک جنبش اعتراضی میکند، نظارت بر آموزش، صحت و پروژههای توسعهای بر عهده چه کسی باقی میماند؟
خود وزیر اعلیٰ آفریدی نیز تأکید کرده است که از دستگاه دولتی و منابع عمومی برای راهپیمایی استفاده نخواهد شد؛ این نکته قابل قبول است. اما پرسش درباره استفاده از منابع نیست، بلکه درباره نحوه تقسیم وقت و توجه است.
یک داستان ناتمام
حمایت سیاسی میتواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ وابستگی ایدئولوژیک، ناامیدی از احزاب رقیب یا محبوبیت شخصی یک رهبر. اما حمایت و رضایت، یک چیز نیستند.
یک دهقان، یک آموزگار و مادری که در صف شفاخانه ایستاده است، همگی منتظر همان خدماتی هستند که بارها وعده داده شدهاند.
مبارزه سیاسی یک وزیر اعلیٰ برای آزادی بنیانگذار حزبش، حق سیاسی اوست. اما بهعنوان رئیس یک حکومت منتخب ایالتی، وقتی در طول ده ماه بخش عمده توجه او حول یک موضوع مشخص متمرکز باشد، پرسش مردم استان نیز به همان اندازه مشروع است.
مردم خیبر پختونخوا با مشکلاتی مانند آموزش، صحت، اشتغال و امنیت روبهرو هستند؛ مشکلاتی که به پرونده یک فرد مشخص محدود نمیشوند.
ده ماه حکومت سهیل آفریدی نشان میدهد که بیشترین انرژی، وقت و حضور رسانهای در یک مسیر مشخص صرف شده است. این حق سیاسی اوست.
اما در همان سرزمینی که این داستان از آن آغاز شد؛ جایی که یک حزب برای سومین بار انتخاب شده است، پرسش مردم همچنان پابرجاست و منتظر پاسخ است:
برای حل مشکلات ما، برای خیبر پختونخوا، چه مقدار وقت باقی مانده است؟