تحولات خاموشی که در امتداد خط دیورند جریان دارد، بار دیگر جغرافیای سیاسی پیچیده منطقه را به کانون توجه جهانی تبدیل کرده است. بر اساس گزارشها، تماسهای اخیر میان بزرگان محلی در منطقه مرزی «غدوانا» در ولایت کنر و نمایندگان قبایلی پاکستان، پرسشهای مهمی را مطرح کرده است. برخی محافل این روند را گامی تازه در تحولات جغرافیایی، مشابه آنچه در نورستان رخ داده، میدانند؛ جایی که پیوندهای قبیلهای محلی در حال غلبه بر مرزهای رسمی میان دولتها به نظر میرسد.
مذاکرات و نقش کلیدی
بر اساس منابع، نشستی مهم میان بزرگان محلی مناطق مرزی کنر و نمایندگان مناطق قبایلی پاکستان برگزار شده که هدف آن کاهش تنشهای مرزی و برقراری آتشبس بوده است. در این دیدار، حاجی لالی شاه پشتونیار، از رهبران برجسته قبایلی باجور، نقش اصلی میانجیگری را بر عهده داشته است. طبق توافقی که در نقطه حساس مرزی نوا پاس به دست آمده، طالبان پذیرفتهاند برخی تأسیسات نظامی خود را از نوار مرزی عقب ببرند و مناطق مورد مناقشه موسوم به «مناطق حائل» خالی نگه داشته شود.
بازتاب دوران استعمار
منتقدان این توافقهای اخیر را با سیاستهای دوران استعمار بریتانیا مقایسه میکنند؛ دورانی که در آن با قبایل مرزی بهطور مستقیم توافق میشد تا نفوذ قدرت مرکزی محدود بماند. به باور ناظران، پاکستان بهتدریج در حال گسترش ارتباطات مستقیم با قبایل محلی در مناطقی است که نفوذ حکومت طالبان در آن ضعیفتر است، با هدف ایجاد یک «کمربند امنیتی» که بتواند از نفوذ و عبورهای غیرقانونی از آن سوی مرز جلوگیری کند.
نفوذ استراتژیک؟
تحلیلگرانی که این وضعیت را از زاویهای عملیتر بررسی میکنند، معتقدند که مناطق مرزی پاکستان سالهاست با تهدیدهای پیوسته امنیتی و فعالیتهای شبهنظامی روبهرو بودهاند؛ از همین رو اسلامآباد اکنون در پی ایجاد ثبات از طریق «توافقهای حفاظتی» در سطح محلی است. با این حال، این پرسش همچنان باقی است که آیا این اقدامات صرفاً تدابیر موقت امنیتیاند یا اینکه در امتداد خط دیورند، واقعیت جغرافیایی تازهای در حال شکلگیری است که میتواند در سالهای آینده نقشه سیاسی منطقه را دگرگون سازد.