در جنگ طولانی علیه تروریسم یا در برابر چالشهای اقتصادی، این ملت با تکیه بر همان «فقر» و خودسازیای که اقبال آرزویش را داشت، هویت و خودآگاهی خود را تقویت کرده است۔ امروز ما هم در جهان ضامن صلح هستیم و هم در صورت نیاز «بنیان مرصوص»۔
امروز تنها کافی نیست که اقبال را یاد کنیم؛ بلکه باید برای تحقق خوابهای او تجدید عهد کنیم که پاکستان همواره بهعنوان بازوی امت اسلامی باقی بماند و با تکیه بر همین فقر و خودسازی، در برابر باطل همچون دیواری فولادین ایستادگی کند۔
امروز روز وفات اقبال است۔ اقبال تنها یک شخص نبود، بلکه یک عصر بود۔ او شاعری بینظیر بود که شعر برایش الهام میشد۔ آنقدر آیندهنگر بود که خودِ آیندهنگری به او غبطه میخورد۔ اقبال رؤیای پاکستان را دید؛ پاکستانِ شاد و آباد که سخنگوی امت اسلامی و یک قدرت مستقل در آسیا باشد۔
اقبال پاکستانِ درویشصفتی میخواست که مردمش حاملان «خودی» باشند و بتوانند مسیر تاریخ و زمانه را تغییر دهند۔ تاریخ گواه است که پاکستان تا حد زیادی بازتاب رؤیای اقبال بوده است. این کشور فقط یک خط جغرافیایی نیست، بلکه تجلی یک ایده است۔
در آغاز قرن بیستم، زمانی که مسلمانان شبهقاره در جستجوی هویت خود سرگردان بودند، علامه اقبال با آموزش «خودی» به آنان راه شکستن زنجیرهای بردگی را نشان داد۔ تصور اقبال از پاکستان تنها گرفتن یک سرزمین نبود، بلکه ایجاد یک آزمایشگاه بود که در آن اصول جهانی اسلام با نیازهای عصر جدید تطبیق داده شود۔
با گذر زمان، پاکستان در حفاظت از حرمین شریفین نقش خود را ایفا کرد و نشان داد که پاسبان واقعی این اماکن مقدس است۔ هرجا که کشور مسلمانی کمک خواسته، پاکستان پاسخ داده است؛ از فلسطین تا بوسنیا و از کشمیر تا افغانستان، حمایت اخلاقی و دیپلماتیک پاکستان همواره در کنار مظلومان بوده است۔
با وجود زخمهایی که از داخل و خارج وارد شد، این ملت نه خم شد و نه فروخت، بلکه ایستاد۔ در جنگ علیه تروریسم یا چالشهای اقتصادی، این کشور با همان فقر و خودسازی، هویت خود را تقویت کرد۔ امروز ما هم ضامن صلح هستیم و هم در صورت نیاز «بنیان مرصوص»۔
موقعیت جغرافیایی و قدرت هستهای پاکستان آن را به بازیگری مهم در سیاست جهانی تبدیل کرده است۔ ما در تلاش برای جلوگیری از جنگ جهانی سوم نقش میانجی داریم و در برابر دشمنان نیز قدرت خود را نشان دادهایم۔
در زمانی که تنشهای جهانی افزایش مییابد، نقش اسلامآباد در حفظ توازن منطقهای مهم بوده است۔ این واقعیت نشان میدهد که پاکستان کشوری صلحطلب است، اما ضعیف نیست۔
اشعار:
هنگامی که تیغ خودی بر سان فقر صیقل میخورد
ضربت یک سرباز، کار یک سپاه را انجام میدهد
اگر دل در این خاک زنده و بیدار باشد
نگاه تو آینه خورشید و ماه را میشکند
این اشعار تنها شعر نیستند، بلکه یک فلسفه حکومتیاند۔ در دنیای امروز که به سمت نظم جدید جهانی حرکت میکند، پیام اقبال اهمیت بیشتری یافته است۔ پاکستان باید به کشوری مستقل تبدیل شود که تصمیمهایش را خود بگیرد و وابسته به دیگران نباشد۔
امروز باید نه تنها اقبال را یاد کنیم، بلکه برای تحقق رؤیاهای او تجدید عهد نماییم که پاکستان همیشه بازوی امت اسلامی باقی خواهد ماند و با تکیه بر فقر، در برابر باطل همچون دیواری فولادین ایستادگی خواهد کرد۔