نیروهای اجرای قانون در ایستهای بازرسی روی لبهای باریک بین امنیت عمومی و نظر مردم قرار دارند. اگر آنها مقررات سختگیرانه را اعمال کنند، افراد را در فاصلهای ایمن نگه دارند، اصرار بر درآوردن لباسهای بیرونی داشته باشند یا بازرسیهای کامل انجام دهند، بخشهایی از جامعه این اقدامات را تحقیر، تبعیض یا افراط میدانند. گروههای حقوق بشری نگرانی خود را مطرح میکنند، روایتهای شبکههای اجتماعی شدت میگیرند و همان افسرانی که تلاش میکنند از خونریزی جلوگیری کنند، متهم به تجاوز از حد میشوند.
اما وقتی یک افسر احتیاط خود را کنار میگذارد، اجازه میدهد یک مظنون از روی ادب نزدیک شود یا برای جلوگیری از تنش، بازرسی کمتهاجمی انجام میدهد، دقیقاً همان اتفاقی که اخیراً در ایستگاه داجال / بھکر رخ داد، ممکن است بیفتد: یک بمبگذار انتحاری فاصله را کم میکند و در نقطه نزدیک انفجار میکند.
فاجعه این است که یک بمبگذار تنها به یک لحظه آسانگیری نیاز دارد، در حالی که یک افسر باید هر لحظه را درست عمل کند. این معضل سخت و بیرحمانه پلیس ضدتروریسم است: اگر بیش از حد