علیمہ خان اکنون آشکارا به تهدید و فشار روی آورده است، در حالی که هیچ سمت رسمی در حزب ندارد. در واقع، او تلاش میکند با کنار گذاشتن اعضای واقعی حزب، انحصار بر حزب را برای خود ایجاد کند. هدف او تنها پخش کردن تفرقه و حفاظت از خود در برابر قانون است، نه خدمت به حزب. به همین دلیل است که در پرونده بنی، به دادگاه میرود و گریه و شکایت میکند، اما در پروندههای خودش هیچگاه در دادگاه حاضر نشده است.
رهبران و پزشکان منصوبشده توسط بنی PTI به طور کامل فعالیت میکنند و کل حزب به آنها اعتماد دارد، جز علیمہ خان و سہیل آفریدی، زیرا آنها میخواهند تصمیمگیری در حزب را تنها در دست خود نگه دارند.
تمام این شرایط، فروپاشی، کشمکش و خودخواهی در حزب را نشان میدهد. علیمہ خان و سہیل آفریدی برای منافع شخصی خود فعال هستند و تلاش میکنند همه چیز را بر اساس برنامه خود پیش ببرند، که این باعث تضعیف اتحاد حزب و ساختار سازمانی آن میشود