بلوچستان — موج تازه حملات هماهنگ تروریستی بار دیگر روایت آشنای «محرومیت» و «آزادی» را برانگیخته است. اما دادههای سخت، واقعیتهای جمعیتی و حقایق عملیاتی تصویر کاملاً متفاوتی ارائه میدهند؛ تصویری که خشونت را بهعنوان یک شبکهٔ جنایی–تروریستی نشان میدهد نه یک جنبش سیاسی. در عملیات اخیر، ۱۷۷ تروریست کشته شدند در حالیکه ۱۷ نیروی امنیتی و ۳۳ غیرنظامی، عمدتاً در گوادر و کمربند مکران، شهید شدند. بلوچستان ۴۴ درصد مساحت پاکستان را دربر میگیرد اما تنها ۶.۱ درصد جمعیت دارد و بودجهای بیش از یک تریلیون روپیه دریافت میکند که ادعاهای محرومیت سیستماتیک را رد میکند.
تروریسم ریشهدار در اقتصاد جنایی
بیثباتی در بلوچستان ریشه در دههها گذشته دارد. از دههٔ ۱۹۵۰ برخی نخبگان قبایلی برای حفظ منافع اقتصادی شخصی نه رفاه عمومی، ناآرامی ایجاد کردهاند. این منافع شامل قاچاق مواد مخدر، سوخت غیرقانونی ایران و سوءاستفاده از تجارت ترانزیتی افغانستان است. گروههایی مانند ارتش آزادیبخش بلوچستان بازوی مسلح این شبکههای جناییاند نه نمایندگان مردم بلوچ. هرگونه توسعهٔ واقعی شامل مدارس، بیمارستانها و زیرساختها تهدیدی مستقیم برای این کنترل محسوب میشود، از همینرو سرمایهگذاری و اصلاحات با خشونت مواجه میشوند. کاهش قاچاق دیزل ایران از ۲۰ میلیون لیتر در روز به حدود ۱ میلیون، نمونهای از ضربه به این شبکههاست. با کاهش منابع مالی، شدت حملات افزایش یافته و نشان میدهد تروریسم واکنشی به اجرای قانون است نه محرومیت.
واقعیتهای جمعیتی و ادعای «آزادی»
بلوچستان ایالتی ناهمگون است؛ بلوچها در کنار پشتونها (۳۰ درصد)، براهوئیها (۱۷ درصد) و دیگر گروهها (۱۳ درصد) از جمله هزارهها و مهاجران زندگی میکنند. حتی شمار بلوچها در پنجاب جنوبی و سند شمالی بیشتر از بلوچستان است، که ادعای یک مبارزهٔ واحد برای آزادی را از نظر اجتماعی و ریاضی بیپایه میسازد. در میدان عمل، تروریستها نتوانستند حتی یک شهر یا منطقه را تصرف کنند. راهبرد آنان بر حملات پراکنده برای نمایش قدرت و کمپین اطلاعاتی موازی متکی است، که جوانان و محافل فکری را هدف میگیرد و اغلب با حمایت خارجی از هند و افغانستان همراه است. چالش بلوچستان تروریسم ناشی از اقتصاد جنایی و مداخلهٔ بیرونی است نه محرومیت حقوقی. تکرار روایت محرومیت تنها واقعیت را پنهان میکند و صدای مردم عادی بلوچ را که بیشترین آسیب را میبینند خاموش میسازد.