توییتهای اخیر مایکل کوگلمان دربارهٔ حملات تروریستی ۳۱ جنوری در بلوچستان نشاندهندهٔ یک تغییر نگرانکننده از تحلیل مبتنی بر شواهد به همسویی با روایتها است. او با معرفی این خشونتها بهعنوان «نشانهای» از قدرت جنگجویان یا «پاسخی» به عملیاتهای امنیتی، در واقع خطر عادیسازی تروریسم را بهجای توضیح آن ایجاد میکند.
This report has important details and context re what’s happening in Balochistan today-one of its most violent days in quite some time. The information environment is often tricky in Balochistan.
— Michael Kugelman (@MichaelKugelman) January 31, 2026
H/T to @KiyyaBaloch on this one. https://t.co/Ynwmicx29z
واژهها اهمیت دارند، بهویژه زمانیکه از سوی تحلیلگرانی بیان میشوند که دیدگاههایشان در محافل رسانهای و سیاسی غربی گردش میکند. حملات بلوچستان پیامهای انتزاعی یا نشانههای استراتژیک نبودند؛ بلکه خشونتهای هماهنگ علیه غیرنظامیان، بسها، دفاتر دولتی و نیروهای امنیتی بودند. هر تحلیلی که با نیت جنگجویان آغاز شود و قربانیان را در حاشیه قرار دهد، بلافاصله توازن اخلاقی و واقعی را برهم میزند.
Today’s attacks in Balochistan should serve as a wake up call to those, including in the White House, keen to invest in Pakistan’s critical mineral reserves. Many are in BN-including areas hit today. One of the BLA’s core grievances is external exploitation of local resources.
— Michael Kugelman (@MichaelKugelman) January 31, 2026
بیشتر نگرانکننده این است که گزارشهایی که ادعاهای جنگجویان را تکرار میکنند، تصویر شورشیان را رمانتیک میسازند و خشونت تروریستی را نتیجهٔ ناامیدی سیاسی معرفی میکنند، تقویت میشوند. شریکساختن چنین مطالبی بدون توضیح محکم، زمینهسازی بیطرفانه نیست؛ بلکه تأیید ضمنی از راه سکوت است.
The scale of today’s coordinated attacks in Balochistan is staggering. Security forces, govt offices, a prison, civilians (including bus passengers), all targeted across province. May be response to security ops against BLA in recent days & BLA sending signal it’s still strong.
— Michael Kugelman (@MichaelKugelman) January 31, 2026
استدلال ضعیف استثمار منابع
یکی از ادعاهای اصلی که در دیدگاههای کوگلمان تکرار میشود این است که خشونت در بلوچستان ناشی از مخالفت با بهرهبرداری خارجی از منابع محلی است. این استدلال در برابر بررسی ابتدایی هم دوام نمیآورد.
بهجز گاز طبیعی، هیچ منبع عمدهٔ معدنی در بلوچستان در مقیاس وسیع استخراج نشده است. بیشتر ثروت معدنی این ایالت هنوز کشفنشده یا در مرحلهٔ برنامهریزی قرار دارد. با این حال، شورشهای مسلحانه در بلوچستان بارها در دهههای ۱۹۵۰، ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ رخ داد، سالها پیش از آنکه پروژههای توسعهٔ امروزی وجود داشته باشند. در آن زمان هیچ اقتصاد استخراجی وجود نداشت که ادعای غارت را توجیه کند.
حتی در مورد گاز سوئی، حقالامتیاز توسط دولت پاکستان به دولت ایالتی پرداخت میشد. ناکامی در تبدیل آن درآمد به رفاه عمومی عمدتاً ناشی از تسلط نخبگان محلی بود، نه یک توطئهٔ خارجی خیالی. شورشهای تاریخی عمدتاً ناشی از کشمکشهای قدرت میان نخبگان قبایلی و دولت، اختلافات بر سر ادغام اداری و تنشهای مرکز–ایالت بود، نه محرومیت اقتصادی گسترده.
نکتهٔ مهم این است که تروریسم امروز همچنان ادامه دارد، با وجود نبود یک اقتصاد فعال استخراجی، که مستقیماً ادعای واکنش خشونت به استثمار منابع را رد میکند.
تروریسم جداییطلبی نیست و برچسبها واقعیت را تغییر نمیدهند
یکی دیگر از مشکلات مکرر در دیدگاههای بینالمللی، توصیف سادهانگارانهٔ ارتش آزادیبخش بلوچستان بهعنوان یک گروه «جداییطلب» است. این از نظر واقعی نادرست است. ارتش آزادیبخش بلوچستان یک سازمان تروریستی ممنوعه تحت قوانین پاکستان است و همچنین توسط ایالات متحده و بریتانیا بهعنوان گروه تروریستی فهرست شده است.
جداییطلبی به معنای بسیج سیاسی، گفتوگو و مذاکره است. تروریسم با خشونت عمدی علیه غیرنظامیان تعریف میشود. کارنامهٔ ارتش آزادیبخش بلوچستان شامل بمبگذاریهای انتحاری، حمله به کارگران، کشتار مسافران بس و حمله به زیرساختهای غیرنظامی است. هیچ چارچوب حقوقی یا اخلاقی بینالمللی چنین اعمالی را مقاومت سیاسی نمیداند.
بازتعریف تروریسم پیامدهای آن را نرم نمیکند. بلکه تنها مسئولیتپذیری را پنهان میسازد و قربانیان را پاک میکند. تحلیلگران و چهرههای رسانهای مسئولیت دارند. زمانیکه تروریسم بهعنوان نارضایتی یا استراتژی توضیح داده میشود، خشونت عادیسازی میشود و کسانیکه رنج میبرند به حاشیه رانده میشوند.
انتقاد از سیاست دولت مشروع است. توجیه یا زمینهسازی برای ترور مشروع نیست. تروریسم با تکرار به یک علت سیاسی تبدیل نمیشود. برچسبها نمیتوانند خونریزی را پاک کنند.