بلافاصله پس از حملات هوایی اخیر در کابل، مقامات طالبان ادعا کردند که یک مرکز درمان معتادان هدف قرار گرفته و بیش از ۴۰۰ بیمار کشته شدهاند. با این حال، با گذشت زمان، تناقضات قابل توجهی در این ادعا آشکار شد. گزارشهای اولیه، اظهارات شاهدان عینی و اطلاعاتی که پس از آن منتشر شد، تصویری پیچیده و مشکوک ارائه میدهد و این حادثه را نه تنها یک حمله عادی، بلکه احتمالاً یک مورد برنامهریزیشده برای ساخت روایت رسانهای تبدیل کرده است.
تناقض آشکار در اعداد و ارقام
از یک سو، ادعا شده است که صدها نفر کشته و زخمی شدهاند، حتی تعداد بیش از ۴۰۰ کشته و ۲۵۰ زخمی نیز گزارش شده است، در حالی که از سوی دیگر خبرنگاران حاضر در محل و منابع محلی اعداد بسیار کمتری ارائه کردهاند.
برخی گزارشها حاکی است که تنها ۱۰ تا ۱۵ زخمی در بیمارستان حضور داشتهاند، در حالی که تقریباً چهل جسد گزارش شده بود که بعداً به مکانهای دیگر منتقل شدند.
انتقال اجساد و طوفان پرسشها
گزارشهایی مبنی بر انتقال دهها جسد از یک بیمارستان به بیمارستانی دیگر، شک و تردیدهای بیشتری ایجاد کرده است. اگر واقعاً صدها نفر کشته شدهاند، این اجساد کجا نگهداری شدند؟ به کدام بیمارستانها منتقل شدند؟ و خانوادههای قربانیان کجا هستند؟ تاکنون پاسخهای واضح و قابل تأیید به این پرسشها ارائه نشده است و همین امر باعث شده شفافیت این حادثه زیر سؤال برود.
کمبود شواهد در محل حادثه
بر اساس گزارشهای محلی و غیررسمی، وقتی روزنامهنگاران پس از تأخیر به محل حادثه دسترسی پیدا کردند، آثار گسترده تخریب یا خون مشاهده نشد. در گزارشها آمده است که ساختمان تنها آسیب جزئی دیده و اثرات آتشسوزی مشهود بوده است، اما هیچ نشانهای از حمله موشکی گسترده یا صدها کشته وجود نداشت. برخی شاهدان عینی نیز ادعا کردهاند که انفجار در فاصلهای از مکان اصلی رخ داده بود.
از سوی دیگر، در خصوص مرکز درمان معتادان که ادعا شده بود هدف قرار گرفته، تناقضاتی در تعیین موقعیت جغرافیایی آن مشاهده شد. در برخی گزارشها به پل چرخی اشاره شده، در حالی که در بیانیههای دیگر، مکانهای متفاوتی ذکر شده است. علاوه بر این، هیچ موقعیت واضح و معتبر برای چنین «مرکز بازتوانی» بزرگی ارائه نشده است، که همین موضوع باعث مشکوکتر شدن این ادعا شده است.
اظهارات عطا تارڑ
عطاالله تارڑ، وزیر اطلاعات فدرال، اعلام کرد که اتهام دولت طالبان مبنی بر هدف قرار دادن مرکز درمان معتادان در کابل بیاساس و گمراهکننده است. او در بیانیه خود روشن کرد که پاکستان در عملیاتهای ضدتروریستی خود صرف اهداف نظامی و تروریستی را هدف قرار میدهد که به طور مستقیم یا غیرمستقیم برای برنامهریزی، تسهیل، آموزش و پناه دادن به حملات علیه پاکستان استفاده میشوند.
وی افزود که حملات انجامشده در شب شانزدهم مارس در کابل و ننگرهار با دقت کامل، مهارت حرفهای و بر اساس اطلاعات دقیق انجام شده و هیچ بیمارستان، مرکز بازتوانی یا تأسیسات غیرنظامی هدف قرار نگرفته است.
تارڑ همچنین تأکید کرد که شواهد ویدئویی این عملیاتها بلافاصله منتشر شد و در آنها به وضوح انبارهای اسلحه و تأسیسات فنی هدف قرار گرفتهاند و انفجارهای ثانویه پس از حملات نیز تأییدی بر وجود مخازن مواد منفجره بود.
به گفته او، اتهامات فعلی بخشی از روایتی است که با ادعاهای دروغین، ویدئوهای قدیمی و اطلاعات گمراهکننده تلاش میکند واقعیت را پنهان کند.
تارڑ تصریح کرد که مشکل واقعی منطقه همچنان تروریسم است که از خاک افغانستان منشأ میگیرد و پاکستان برای حفاظت از شهروندان خود و مقابله با تروریسم هر اقدام لازم را ادامه خواهد داد.
موضع پاکستان: تنها اهداف نظامی هدف قرار گرفتند
مقامات پاکستانی بهطور واضح اعلام کردند که حملات انجامشده در شب شانزدهم مارس با دقت کامل تنها علیه تأسیسات نظامی مرتبط با تروریسم انجام شده است. بر اساس بیانیه، این اهداف شامل انبارهای اسلحه، ساختارهای فنی و مراکزی بودهاند که از آنها برنامهریزی حملات علیه پاکستان انجام میشده است. مقامات این تصور را که بیمارستان یا تأسیسات غیرنظامی هدف قرار گرفته، رد کردند.
پسزمینه تروریسم و زمینه منطقهای
بر اساس منابع امنیتی، طی سالهای گذشته، فعالیتهای گروههای مختلف مستقر در خاک افغانستان منجر به کشته شدن هزاران شهروند پاکستانی شده است، در حالی که برخی از شبکهها شامل تعداد قابل توجهی از شهروندان افغان نیز بودهاند. در این زمینه، موضع پاکستان این است که اقدامات علیه تروریسم فرامرزی یک ضرورت دفاعی محسوب میشود.
تبلیغات یا حقیقت؟ نگرانی «پرچم دروغین»
برخی از ناظران و تحلیلگران معتقدند که تناقضات پس از حادثه، کمبود شواهد، اختلاف در آمار و دسترسی محدود رسانهها عواملی هستند که احتمال میدهند این موضوع تنها یک حمله ساده نبوده و ممکن است یک «پرچم دروغین» یا تلاش برای ساخت روایت باشد. به ویژه زمانی که با وجود ادعاهای کشته شدن تعداد زیادی افراد، نه مراسم تدفین گروهی دیده شد و نه هویت قربانیان به وضوح مشخص گردید.
جبهه جدید جنگ اطلاعاتی
به گفته تحلیلگران، وضعیت کنونی نشان میدهد که جنگ تنها محدود به میدان نبرد نیست، بلکه جبهه اطلاعات و روایتها نیز به همان اندازه اهمیت پیدا کرده است. در چنین شرایطی، تحقیقات مستقل، دسترسی رسانههای بیطرف و ارائه شواهد شفاف میتواند حقیقت را روشن کند. اطلاعات در دسترس فعلی، این حادثه را به دایرهای از پرسشها و تردیدها میبرد و برای رسیدن به نتیجه نهایی، شواهد مستدل و قابل تأیید ضروری است.