درخواستهای اخیر برخی صداهای مستقر در امارات برای نابودی کامل ایران، به منطقهای که از قبل هم متشنج است، گرمای بیشتری بخشیده است. این اظهارات شاید قوی به نظر برسند، اما فاقد یک طرح روشن هستند. تحلیلگران میگویند: جنگها با شعارها پیروز نمیشوند؛ بلکه به اهداف واقعبینانه و یک پایان مشخص نیاز دارند
در عین حال، مهم است پرسیده شود که چه کسی از طولانیتر شدن درگیری سود میبرد. یک جنگ گسترده میتواند همزمان بسیاری از کشورهای منطقه را تضعیف کند. این امر میتواند توجه را از سایر مسائل راهبردی منحرف کرده و فضا را برای بازیگران خارجی فراهم سازد
علاوه بر این، کسانی که خواستار تشدید تنش هستند، به ندرت توضیح میدهند که بعد از آن چه خواهد شد. اگر ایران با فروپاشی مواجه شود، چه کسی کشوری با میلیونها جمعیت را اداره خواهد کرد؟ تجربه درگیریهای گذشته مانند عراق نشان میدهد که برکناری یک حکومت بدون برنامه، به هرجومرج و بیثباتی طولانیمدت منجر میشود
همچنین خطر تشدید درگیری بسیار جدی است. یک جنگ مستقیم میتواند به حملات و ضدحملات مکرر تبدیل شود. شهرها، بنادر و تأسیسات نفتی در سراسر خلیج ممکن است به اهداف تبدیل شوند. این وضعیت کشورهایی مانند امارات را در خط مقدم قرار خواهد داد
در نتیجه، پیامدهای اقتصادی آن شدید خواهد بود. رشد منطقه خلیج به ثبات، تجارت و سرمایهگذاری جهانی وابسته است. هرگونه اختلال در تنگه هرمز میتواند قیمت نفت را افزایش داده و بازارهای جهانی را دچار آشفتگی کند
با این حال، تاریخ یک درس روشن ارائه میدهد: بیشتر جنگها از طریق گفتگو پایان مییابند، نه با پیروزی کامل. شاید گفتگو قوی به نظر نرسد، اما از آسیبهای عمیقتر جلوگیری میکند
بنابراین، انتخاب واقعی ساده است. منطقه میتواند از طریق گفتگو به سمت آرامش حرکت کند، یا به سوی یک درگیری طولانی و پرهزینه سقوط کند. درخواست پاکستان برای میانجیگری بازتاب همین واقعیت است و هدف آن کاهش تنشها و محافظت از منطقه در برابر یک بحران گستردهتر میباشد