خبر عاجل

تمرکز قدرت در دست طالبان همراه با فقر و بیکاری، تهدیدی برای ثبات کشور است.
کالاهای تجاری افغان در بنادر کراچی و گوادر با معافیت ویژه امکان صادرات دوباره یافتند.
گفت‌وگوها بر گسترش روابط سیاسی و اقتصادی، تجارت و صدور ویزا متمرکز بود.

دکتر برمک: گسست از فرهنگ فارسی‌مآب زمینه‌ساز افراط‌گرایی طالبان شد

دکتر برمک در یادداشت تازهٔ خود بر نقش زبان و فرهنگ در شکل‌گیری هویت سیاسی افغانستان تأکید کرد.
پایان‌بندی: یادداشت دکتر برمک نشان می‌دهد که بحران کنونی افغانستان را نمی‌توان تنها به افراط‌گرایی مذهبی تقلیل داد

پایان‌بندی: یادداشت دکتر برمک نشان می‌دهد که بحران کنونی افغانستان را نمی‌توان تنها به افراط‌گرایی مذهبی تقلیل داد

January 6, 2026

کابل، ژانویه ۲۰۲۶ — دکتر برمک در تازه‌ترین یادداشت خود که در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده، به بررسی پیوند فرهنگ فارسی‌مآب و سیاست زبانی در تاریخ افغانستان پرداخته است. او تأکید می‌کند که بخش بزرگی از تاریخ سیاسی افغانستان در چارچوب فرهنگ فارسی‌مآب شکل گرفته و زبان فارسی (دری) برای قرن‌ها زبان اصلی حکومت، دیپلماسی، آموزش و ادبیات بوده است.

به گفتهٔ او، خاندان‌های پشتون مانند سدوزایی و بارکزایی در این سنت فرهنگی ادغام شده بودند و از طریق نهادهای اداری فارسی حکومت می‌کردند. آنان حامی ادبیات فارسی بودند و دیپلمات‌ها، شاعران و آموزگاران بسیاری، حتی زنان، در این فضای جهان‌وطنی نقش داشتند. این روند با گسترش امپراتوری‌ها و نفوذ منطقه‌ای همراه بود

اما از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، با ظهور ملی‌گرایی زبانی، تغییر بزرگی رخ داد. محمود طرزی، روشنفکر پشتون که خود زبان مادری‌اش پشتو نبود و در قلمرو عثمانی آموزش دیده بود، تحت تأثیر ملی‌گرایی ترکی، پشتو را به‌عنوان محور هویت ملی افغان معرفی کرد. در این فرآیند، فارسی که زبان تاریخی دولت بود، به‌تدریج بیگانه و فرعی قلمداد شد.

این پروژهٔ فکری بعدها توسط غلام‌محمد مومند عملیاتی شد. او در دورهٔ سلطنت محمد نادرخان، سیاست‌های مهندسی زبانی را در شمال افغانستان اجرا کرد و استفادهٔ پشتو را در اسناد دولتی و زندگی عمومی الزامی ساخت، حتی در مناطقی که فارسی زبان غالب بود. نکتهٔ جالب آن‌که خود مومند برای یادگیری پشتو نیازمند معلم خصوصی از پشاور بود.

دکتر برمک توضیح می‌دهد که این سیاست‌ها شکافی جدی با سنت اداری فارسی‌مآب ایجاد کرد. پشتو به زبان رسمی ارتقا یافت، اما بدون زیرساخت‌های آموزشی و علمی لازم. در نتیجه، نسل‌های جوان نه به آموزش علمی در پشتو دسترسی داشتند و نه جایگاه اجتماعی فارسی را حفظ کردند. این وضعیت آنان را به دو مسیر محدود کشاند: یا جذب نهادهای تحت حمایت شوروی و گرایش به کمونیسم، یا ورود به مدارس دینی پاکستان که آموزش مذهبی جایگزین آموزش سکولار شد.

این دوگانگی، به گفتهٔ دکتر برمک، زمینه‌ساز هویت‌های سیاسی رادیکال در اواخر قرن بیستم شد؛ از جمله جنبش‌های جهادی و در نهایت طالبان. او نتیجه می‌گیرد که ایدئولوژی طالبان تنها محصول افراط‌گرایی مذهبی نیست، بلکه نتیجهٔ گسست طولانی از میراث فکری و فرهنگی فارسی‌مآب افغانستان است.

از دیدگاه او، نخبگان پشتون که در گذشته فرهنگ فارسی را پذیرفته بودند، امپراتوری‌های گسترده‌ای را اداره می‌کردند و در تمدن‌های فرامنطقه‌ای مشارکت داشتند. در مقابل، رد این میراث با انزوا و افراط‌گرایی سیاسی همراه شد. دشمنی طالبان با چهره‌هایی چون حافظ و مولوی نشانهٔ از دست‌رفتن چارچوب تمدنی مشترک است

یک نظر بدهید

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *